درس اول :
دوره عربی دوم راهنمایی . شامل فعل ماضی و مضارع و ضمایر منفصل و ضمایر متصل
درس دوم :
وزن کلمات که با این روش شما میتوانید کلمات از یک ریشه را دروزن های متفاوت و با معانی مختلف داشته باشید .
به عنوان مثال : سَبَحَ : شناکرد بروزن فَعَلَ / سَبّحَ : تسبیح گفت بروزن فَعّلَ
درس سوم :
طریقه منفی کردن افعال ماضی و مضارع که ما بر سر فعل ماضی و لا بر سر فعل مضارع می آید مانند :
دخل : داخل شد ، ما دخل : داخل نشد / یدخل : داخل می شود ، لایدخل : داخل نمیشود
همینطور کلمات پرسشی که عبارتند از : مَن . ما . أین . ماذا . بماذا . لماذا . کیف . هل . أ . متی .
درس چهارم و پنجم :
آموزش فعل امر که دانش آموزان در پایه سوم فقط با امر مخاطب آن هم از فعل های ثلاثی مجرد آشنا میشوند و نحوه ساخت آن :
برداشتن حرف ت از اول فعل مضارع مخاطب . گذاشتن همزه در اول آن . حرکت همزه با توجه به عین الفعل درمضارع . ساکن کردن فعل با حرکت یا حذف نون به جز صیغه دوازدهم
مانند :
اُکتُب ْ : بنویس / اُکتبا : بنویسید / اُکتبوا : بنویسید / اُکتبی : بنویس / اُکتبا : بنویسید / اُکتبْنَ : بنویسید
درس ششم :
آموزش فعل نهی که باز هم دانش آموزان با فعل مخاطب آن را یاد میگیرند به این شکل که لا رابرسر فعل مضارع مخاطب می آورند .
تفاوت فعل نهی با فعل نفی مضارع دراین است که فعل مضارع به حالت منفی ترجمه میشود و آخر آن هم ساکن نمیشود اما در فعل نهی حرف آخر ساکن میشود
مانند :
لا تکتُبْ : ننویس / لاتکتبا : ننویسید / لاتکتبوا : ننویسید / لا تکتبی : ننویس / لاتکتبا: ننویسید / لاتکتُبْنَ : ننویسید
درس هفتم و هشتم و نهم :
انواع جملات و ارکان آنها
جملات اسمیه که در آنها به دنبال مبتدا و خبر (همان نهاد و گزاره ) می گردیم .
جملات فعلیه که در آن به دنبال فعل و فاعل هستیم .
و در هردو جمله میتوان مضاف الیه یا مفعول یا صفت یا جارو مجرور داشت .
خبر به یکی از سه حالت اسم . فعل یا حرف واسم می آید .
فاعل در جملات فعلیه همیشه بعد از فعل قرار میگیرد که میتواند اسم ظاهر یا ضمیر آشکار یا ضمیر پنهان باشد .
فاعل در جملات فعلیه همان مبتدا در جملات اسمیه است .
در فعل های مخاطب و متکلم فاعل اسم ظاهر نمی باشد . در این افعال فاعل یا ضمیر آشکار (همان علامت های فعل ) و یا ضمیر پنهان است .
نقش ها و حرکات در یک جدول
| نقش | مبتدا | خبر | فاعل | مفعول | مضاف الیه | مجرور به حرف جر | صفت |
| اعراب | ُ ٌ | ُ ٌ | ُ ٌ | َ ً | ِ ٍ | ِ ٍ | باتوجه به موصوف |
یادتان باشد اسم در سه حالت تنوین نمی گیرد
1- ال داشته باشد
2- اسم مضاف باشد
3- اسم شخص مونث باشد
اعراب یعنی حرکت حرف آخر کلمه .
خبر اگر از نوع حرف و اسم یا فعل باشد اعراب رفع در آن آشکار نمیشود .
میتدا میتواند اسم اشاره یا ضمیر یا اسم ظاهر باشد یا اسم پرسشی .
مثال برای نقش کلمات :
الوالدُ ناجحٌ فی عملِه . الوالد : مبتدا ناجح : خبر از نوع اسم
یرجعَ الطلاب الی بیتهم .
یرجع : فعل . الطلاب ُ : فاعل . الی بیت جارو مجرور . بیت : مجرور به حرف جر . هم : مضاف الیه
اگر ریز نکاتی هم هست در فواصل درس ها بیان میشود .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در شنبه دوازدهم اسفند 1391 ساعت 22:12 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
☺ انواع «ما» در زبان عربی☺
کلمه ی «ما» در زبان عربی هشت معنی مختلف داره، ولی قبل از اینکه به معنی بپردازیم باید بدونیم این کلمه جزء کدوم یک از سه نوع کلمه (اسم، فعل، حرف) هست. جالبه بدونید که «ما» هم اسم هست، هم فعل است و هم حرف!!! به نمودار زیر توجه کنید:
اول «ما» رو در اسم بررسی میکنیم. پس باید بدونیم نکره هست یا معرفه.
«ما» اسم به دو قسمت تقسیم میشه: 1) ما معرفه (اسم موصول) 2) ما نکره (کل ما موجود)
«ما» معرفه
اسم موصول اسمی است که دو جمله ی مرتبط به هم رو به هم وصل میکنه مثلاً:
1) انسان تلاش میکند 2) انسان موفق میشود
انسانی که تلاش میکند موفق میشود
در فارسی حرف «که» این دو جمله رو به هم وصل کرد اما در عربی:
1) الانسان یجتهد 2) الانسان ینجح
إنسان الذی یتجهد ینجح
در عربی اسامی مانند الذی، التی و... این نقش رو انجام میدند که به دو دسته عام و خاص تقسیم میشند. خاص برای انسان به کار میره و عام برای غیر انسان.. حالا کلمه ی «ما» اسم موصول برای عام هست که معرفه است و دو جمله که درباره ی غیر انسان است رو به هم وصل میکنه مثلا:
1) اکتسبوا العلم 2) العلم ینفعکم
إکتسبوا علماً ما ینفعکم
در این جمله «ما» نقش همون «که» در فارسی رو داره اما چطوری از هفت ما دیگر تشخیصش بدیم؟؟؟؟
به همین راحتی.. هر وقت بعد اسم نکره «ما» اومد اون «ما» اسم موصوله
حالا سوال پیش میاد آیا ممکنه بعد از اسم معرفه ما بیاد و موصول باشه؟؟؟
جواب خیر! و دلیلش هم واضحه! وقتی ما از موصول استفاده مکنیم داریم راجع به یک اسم نکره توضیح میدیم وگرنه اسمی که برای ما معرفه باشه نیازی به توضیح نداره.
«ما» نکره
این حرف در فارسی به معنای «چیزی که» معنی میشه و در واقع یک چیز رو از بقیه چیز ها جدا میکنه برای همین بهش میگن کل ما موجود یعنی هرچیزی که وجود داره و در واقع مخفف شده ی «کلّما» هستش. مثلا:
إشرَح ما سمعتَ (به جای: إشرح کلما سمعتَ) = هرچه شنیدی توضیح بده
این «ما» اگر بر سر فعل و حرف میاد گاهی ممکنه با ما نافیه اشتباه بشه و کاملا مشابه هم هستند و باید از معنی جمله و موقعیتش تشخیصش داد. مثلاً:
(قُل ما سمعتَ) هم یعنی (آنچه شنیدی بگو) و هم یعنی (بگو نشنیدی) و هر دو تا معنی هم درست هستند.
فعل تعجب
حالا میرویم سراغ «ما» به عنوان فعل... ما در این جا معنای (چه...است) میباشد که در سه نقطه بین چه و است نود درصد اسم تفضیل میاد. در کتب درسی از این نوع ما استفاده شده اما نه ازتون پرسیده میشه و نه در قواعد اومده. ولی باید بتونید تشخیصش بدید تا متن های کتاب رو ترجمه کنید. این ما همییییشه اول جمله میاد و معمولا بعدش مضاف و مضافٌ الیه میاد که اکثرا مضاف اسم تفضیله و معمولا هم آخر جمله علامت تعجب میذارند مثلا:
ما أجمل الهواء الیوم! = چه هوای زیبایی!
ما أحسن کتاباً! = چه کتاب خوبی!
ما أروعة! = چه جالب!
«ما» نافیه
این «ما» رو در سال سوم راهنمایی درس الراعیة الصغیرة خوندید. قاعده اش هم خییییلی ساده است. هر موقع پشت سر فعل ماضی این «ما» بیاد فعل رو منفی میکنه مثلا رفت میشه نرفت، خورد میشه نخورد و... مثل:
ذهبَ ← ماذهبَ أکلَ ← ماأکلَ
البته در قرآن کریم جاهای زیادی دیده شده که این ما پشت فعل مضارع هم میاد و اون رو هم منفی میکنه؛ مثل «ولکن أکثرهم مایعلمون» اما در قواعد فصیح عربی امروزی این دستور از زبان حذف شده و فعل مضارع رو فقط و فقط «لا» منفی میکنه؛ البته نباید فراموش کنیم که در زبان عامیانه هم ما فعل مضارع رو منفی میکنه که به ما ربطی نداره.
گفتیم اگر «ما» بر سر فعل بیاد ممکنه ما نکره هم باشه به معنی (هر آنچه)؛ چاره ای نیست برای تشخیص این دوتا جز تمرین و مفهوم جمله.
«ما» إستفهام
استفهام در زبان عربی یعنی طلب فهم کردن که فارسیش میشه سوال کردن و مخفف «ماذا» هستش. ما استفهام یعنی ما پرسشی که معنی اش «چه چیز؟» است و جمله رو سوالی میکنه و و پشت هر سه نوع کلمه میاد قالبا اول جمله میاد و وقتی استفهام باشه آخر جمله علامت سوال میذارند مگر اینکه بخواند اذیتتون کنند و تشخیص رو با خودتون بذارند. به مثال های زیر توجه کنید:
ما إسمک؟ ← اسمت چیست؟
ما فی یدک؟ ← در دستت چیست؟
ما هذا؟ ← این چیست؟
ما تطلب منی؟ ← از من چه میخواهی؟
ما هو رأیک حول هذا المجال؟ ← نظر تو درباره ای این موضوع چیست؟
«ما» ناهیه
که نخوندید و نمیخونید و کم کاربرد هم هست و به دردتون نمیخوره ولی چند تا مثال میزنم براتون:
ماتقولوا = نگویید
ماتشربی = ننوش تو یک زن
ماتکن کافراً = کافر مباش
«ما» زمانیه
این ما هم مانند فعل تعجب در قواعد آورده نشده ولی در ترجمه ازتون میخواند. معنیش هم از اسمش معلومه! یعنی «مادامی که...» «تا زمانی که...» این ما معمولاً پشت فعل میاد یا بعد از فعل امر یا... به مثال توجه کنید تا مطلب دستگیرتون بشه:
فاتقّوا الله ما إستطعتم = تا زمانیکه (مادامیکه) توان دارید و میتوانید تقوای الهی پیشه کنید.
أنا أدرس ما أنجح فی الامتحانات = من تا زمانیکه که در امتحانات قبول بشم درس میخونم.
«ما» کافّه
این ما همیشه پس از حروف مشبهه بالفعل میاد و در تأکید بیشتر و بی شک حروف مشبهه تأثیر دارد. مثلا:
إنَّ اللهَ إلهٌ واحدٌ = همانا خدا، معبودی است یکتا.
إنّما الله اله واحدٌ = بدون شک خدا معبودی یکتا است.
کأنّما یرحلون إلی الموت = گویا بدون شک به سوی مرگ میروند.
باتشکر زیاد از پسر گلم سیامک عزیز که زحمت این مطلب رو برایم کشید . ممنون
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 ساعت 2:36 موضوع آموزش | لینک ثابت
قبل از اینکه به سوالاتتون پاسخ بدهم باید بگویم که برای دانش آموزان خوبمون متاسفم که برای خودشون ارزش قائل نمیشوند و مدیریت کلاس رو به دوتا دانش آموز .... واگذار میکنند . وبهشون توصیه میکنم که در کنار درس خوندنشون اصول مدیریتی رو هم یاد بگیرند و به دوستان مزاحمشون اجازه ندهند که وقت باارزششون رو بگیرند .
اما سوالات شما در کلاس رفع اشکال که متاسفانه منجر به لغو کلاس شد با اذیت های دوست گرامیتون .
۱- در چه مواقعی از (ال) در اول اسم ها استفاده می کنیم ؟
۲- جمع فعل امر چگونه ساخته می شود؟
۳- صفت مطلق یعنی چه ؟
۴- فعل در ابتدای جمله چگونه می باشد؟
۵- روش ترجمه جملات فارسی به عربی .
۶- تعیین حرکت همزه در فعل امر
۷- فعل منفی
۸- فعل مستقبل
نمیدونم سوال دیگری هم بود یانه . از یکی از بچه ها رخواست کردم اگر سوال دیگری هم بوده است برایم بنویسد تا جواب بدهم . اما پاسخ به این سوالات :
اینکه شما (ال) رو کجا استفاده می کنید زمانی است که کلمات معرفه و نکره رو یاد بگیرید . اما در حدّ خودتون ؛ زمانی که یک در ابتدای کلمه یا (ی ) در اخر کلمه داشته باشسد شما از تنوین استفاده می کنید و اگر نداشتید (ال ) می گذارید . در واقع اسمی که با (ال) می اید برای ما شناخته شده است و قبلا در موردش صحبت کرده ایم .
مثال : کبوتری را دیدم (یک کبوتر را دیدم ) . رأیتُ حمامة ً .
کبوتر را دیدم . رأیتُ الحمامةَ .
یا : مردی آمد . جاء رجلٌ / مرد آمد . جاء الرجل
۲- جمع فعل امر
شما یاد گرفتید که فعل هایی رو که از آنها امر می سازید فعل مضارع مخاطب است و البته این فقط مربوط به درس امسال شما است و گرنه ما از قعل غایب و متکلم هم می توانیم امر بسازیم .
ویاد گرفتید که چون بعد از حذف حرف مضارع حرکت فعل ما ساکن می باشد پس باید یک همزه در اول آن قرار دهید و باز هم باید بگویم در دبیرستان با ساخت فعل های امری اشنا می شوید که نیازی به آوردن همزه در ابتدای آنها نمی باشد .
اما در جمع گفتیم برای ساکن کردن (چون فعل امر حرکت حرف آخرش ساکن است) می بایست (ن) را از آخر آن حذف کنید ولی در جمع مذکر نه در جمع مونث . چرا که (ن ) در جمع مونث نشانه جمع است نه نشانه مرفوع بودن فعل . پس جمع امر به این شکل می شود :
تذهبونَ ــــ>>> اِذهبوا تذهبنَ ـــــ>>>> اِذهبنَ
۳- صفت مطلق همان صفت ساده در فارسی می باشد که در عربی بروزن فعیل ساخته می شود .
مثل : سمیع از سمع به معنای شنوا / علیم از علم به معنای دانا / قدیر از قدر به معنای توانا
۴- فعل در ابتدای جمله :
در فعل های مخاطب و متکلم ما مشکلی نداریم و فعل در هر کجا که قرار بگیرد طبق قرینه هایی که در جمله دارد صرف میشود . مثلا :
أیها الطالبان ! تنجحان فی الامتحان . یا تنجحان فی الامتحان أیها الطالبان !
و فرقی هم نمیکند که این فعل ماضی باشد یا مضارع یا مستقبل یا منفی ..
اما اگر فعل جمله ما فعل غایب بود به شرطی که :
در ابتدای جمله آمده باشد / بعد از آن انجام دهنده کار ما به شکل اسم ظاهر آمده باشد
به شکل مفرد آمده و در جنس با انجام دهنده خود مطابقت میکند . مثال :
ینجح ُ الطالبان فی الامتحان .
ینجحان فی الامتحان . در این دومی چون اسم الطالبان را به شکل اسم ظاهر نداریم بنابراین فعلمان را صرف میکنیم تا نشان دهیم که منظورمان همان دونفر مذکر میباشند.
واگر فعل بعد از اسمی بیاید که انجام دهنده کار است فعل ما صرف میشود . مثل :
الطالبان ینجحان فی الامتحان .
۵- روش ترجمه جملات فارسی به عربی :
برای این کار شما از دو روش میتوانید استفاده کنید .
روش اول اینکه جمله شما با اسم شروع شود که در این صورت چون هنوز با مبتدا و خبر اشنا نشده اید ما آنها را با نام نهاد و گزاره برایتان می اوریم . به این شکل که ابتدا نهاد را آورده و بعد کلمه یا کلماتی که جمله را کامل میکند . مثال :
دانش آموزان در کلاس هستند .
دانش آموزان میشود نهاد ؛ و درکلاس هستندجمله را کامل میکند . بنابراین :
الطالبونَ فی الصف
یا این عبارت : خانم معلمها از مدسه خارج شدند .
انجام دهنده کار ما ؛ خانم معلمها هستند و خارج شدند جمله را کامل میکند . اما اینکه از کجا و در چه ساعتی ؟ توضیحات اضافه است . بنابراین :
المعلمات خرچنَ من المدرسة .
و روش دوم این است که شما فعل رو اول بیارید و بعد انجام دهنده کارتون رو . اون موقع باید اصول نوشتن صحیح فعل رو یعنی همون چیزهایی که راجع به فعل غایب توضیح دادیم رو رعایت کنید . به عنوان مثال همین عبارت خانممعلم ها از مدرسه خارج شدند به این شکل میشود :
خرجَت المعلمات من المدرسة .
۶- تعیین حرکت همزه امر
شما امسال هر فعل امری رو که بسازید یا ــِــ میگیرد یا ــُــ و در سال اول دبیرستان با فعلی اشنا میشوید که حرکت همزه امرش متفاوت از این دو است . اما برای امسال
نگاه به عین الفعلتون در مضارع میکنید . (عین الفعل حرف دوم از حروف اصلی است اما درمضارع بهش نگاه کنید نه درماضی چون ممکن است حرکتش با ماضیش تفاوت داشته باشد ) اگر ـــَـــِــــ بود حرکت همزه امر شما میشود ـــِــ و اگر ــُــبود حرکت همزه امر شما میشود ـــُــ
۷- فعل منفی
فعل ماضی با (ما ) و فعل مضارع با (لا) منفی میشوند . مثال : ماذهبتُ / لا أذهبُ
۸- فعل مستقبل با آوردن (س /سوف) بر سر فعل مضارع (یادتون باشد فعل شما حتما باید مضارع باشد) ساخته میشود . و معنای اینده فارسی رو هم میدهد . سیذهب (خواهد رفت ) ستذهبون(خواهید رفت)
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 13:49 موضوع آموزش | لینک ثابت
تبسم جان . فعل امر دوبار توضیح کامل داده شده است . اونقدرها هم سخت نیست . به شرطی که افعال مضارع رو بلد باشی و اینکه بتونی فعل ها رو برای اسم ها و ضمایر متفاوت به کار ببری .
اما بازهم برای شما :
فعل امر رو شما پایه سومی های راهنمایی از فعل مضارع مخاطب می سازید .
مراحل اون :
۱- حذف حرف مضارع (ت)
۲- آوردن یک (ا) به جای (ت) . که البته در همه فعل ها همزه نمیاید . فقط درفعل هایی که بعد از حذف حرف مضارع فاء الفعل ساکن می باشند
۳- تعیین حرکت (ا) با توجه به حرف سوم مضارع که اگر حرف سوم ـــــــــَـــِــــ داشت (ا ) ـِــ میگیره و اگر ـــُـــ داشت (ا ) هم ـــُـــ میگیره .
ودر یک مورد هم فعل امر ما فتحه می گیرد که ان را درسال اول دبیرستان خواهید اموخت .
۴- ساکن کردن حرف اخر به جز جمع مونث مخاطب که به همون شکل یااقی میمونه . ساکن کردن در صیغه های مثنی و جمع مذکر مخاطب و مفرد مونث مخاطب با حذف (ن) می باشد .
در ضمن میدونی که فعل امر رو از مضارع مخاطب بایدبسازی . و دستوردادن هم هست . وقتی میگی :
اِذهب یعنی برو . اِجلسی یعنی بنشین (تومونث) .
و همینطور مابقی
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در شنبه دهم دی 1390 ساعت 22:54 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
ملیکا خانم . هؤلاء و اولئک
این دوتا جمع اسم های اشاره (هذا، هذه ) و (ذلک ، تلک ) هتند که در کلاس اول راهنمایی یاد گرفتید .
هؤلاء به معنی اینها برای اشاره به نزدیک و اولئک به معنی آنها برای اشاره به دور به کار می روند .
نکات مهم این است :
۱- این دو اسم اشاره فقط برای انسان ها به کار می روند و برای اشیاء نمیان .
۲- اگر اسم بعد از این دو (ال) داشته باشد این دوتا به شکل مفرد ترجمه میشوند .
مثال:
هؤلاء عالمونَ . اینها دانشمند هستند . هؤلاء العالمون ..... این دانشمندان ....
هؤلاء اشجار غلط است چون گفتیم اسم های اشاره جمع فقط برای انسان ها به کار میروند .
و برای اشیائی که جمع بسته میشوند بدون در نظر گرفتن اینکه مذکر هستند یا مونث ، براشون اسم اشاره رو به شکل مفرد و مونث میاریم . یعنی میگیم : تلک اشجار یا هذه اشجار .
ضمن اینکه هذه و تلک برای اسم های مفرد مونث هم به کار میروند .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در پنجشنبه دهم آذر 1390 ساعت 18:53 موضوع آموزش پایه اول | لینک ثابت
دوباره رسیدیم به اینکه چطوری میتونیم متن کتاب رو به گونه ای بخونیم که سوال برانگیز باشد . طوری که با این روش کارکردن مطلب برامون ماندگار بشه و هیچ وقت از یادمون نره .
درمتن درس۴کتاب سوم راهنمایی که مربوط به آموزش فعل امر است جملاتی است که قابل تأمل و تفکر است و میشه روشون به عنوان سوال فکر کرد واما این عبارات:
اُسجُن هؤلاء المتمردین . این عین عبارت کتاب است که معنیش میشه : این شورشیان را زندانی کن .
حالا عبارت وسوال امتحانی میتونه این باشد : عبارات زیر راترجمه کنید .
اَسجُنُ هؤلاء المتمردین . که معنیش میشه : این شورشیان را زندانی میکنم .
اَ سَجَنَ هؤلاء المتمردین ؟ معنای آن : آیا این شورشیان را زندانی کرد؟
توضیح اینکه چجوری به این جواب ها رسیدیم
درعبارت اول که مربوط به خود کتاب بود فعل به شکل امر است چون حرف اخر ساکن است .
درعبارت دوم فعل مضارع مخاطب است چون حرف آخرش ضمه یا ُ است و حرف (ا) هم که دراولش اومده باحرکت اَ است که میدونید افعال امر شما در ثلاثی مجرد یعنی فعل های سه حرفی یا اِ میگیره یااُ
درعبارت سوم اول اینکه بعد از ا حرف س ساکن نیست و حرکت داره و دوم اینکه حرف آخر نه ساکن است نه مضموم و حرکتش فتحه یعنی َ است . پس فعل ماضی است و همزه ای که در اول اومده کلمه پرسشی به معنای ایا است .
سوال بعدی میتونه این باشد درعبارت :
هم مشغولون بعبادة الله .
اول اینکه مونثش کنید . جوابش : هنّ مشغولات بعبادة الله
دوم اینکه از کلمه مشغولون فعل امر بسازید که این یکی از سوالاتی است که ذهن رو درگیر میکنه که آیا اصلا میشه از این کلمه امر بسازیم . مسلما خیر . چرا که مشغولون بروزن مفعولون است و ما در بخش وزن کلمات گفتیم که اگر کلمه ای بروزن مفعول بود اسم است نه فعل . پس از اسم نمیتونیم فعل امر بسازیم و این سوال از ابتدا مشکل داشته و فقط برای درگیرکردن دانش اموز با آموخته های خودش اون هم در طی تدریس مناسب است .
بچه ها ! خواهشم این است که به کتاب درسیتون به شکل سوالات مطرح شده نگاه کنید و از هرقسمت حداقل دوتا سوال برا خودتون طرح کنید . سوالاتی که ذهن درگیر باشد .
موفق باشید .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 20:43 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
سوالاتی که مبینا خانم کرده اند و شاید سوال خیلی از شماها هم باشد . من عین سوالات ایشون رو اینجا کپی میکنم . واگر هم درسوالات غلط املایی داشته باشند پایین صحیحش رو میارم . درپاسخ .
واما سوالات ایشون
سلام مجدد-مفرد اشداء-شدد-وسنوات سنه-اخوه جمع دیگرش اٍخوان است-مترادف صعب یسر است-چرا در ترجمه لا فائده می اوریم هیچ فائده ای چون بعد از اسم بعد از لا اگر منصوب باشد هیچ معنا می دهد-اگر ممکن هست به سوالاتم جواب دهید-1-چرا در ترجمه جمله هل تحب اللعب فی الصحراء آیا بازی در صحراءرادوست داری ترجمه می کنیم2-انزار (ز)به چه معناست3-ایا حروف الفبا مذکر ومونث دارد؟4-اگر ممکن هست بیشتر توضیح دهید که چه موقع کلمات با (ال)وچه موقع با تنوین می آید5-اسمهایی که بر وزن فعیل هستند را صفت مطلق می نامند یعنی چه؟6-چرا جمله یا ولدت عیسی را عیسی را بدنیا آورد ترجمه می کنیم -چرا نمی گوییم عیسی بدنیا آمد
- مفرد اشداء = شدید مفرد سنوات =سنة
-جمع أخ (برادر) = إخوان و إخوة است .
- مترادف صعب = عسر است به معنی سختی و یسر متضاد اون هست .
- درترجمه لا + اسم منصوب بعدش = حتما هیچ میاری چون لا دراینجا لای نفی جنس است .
- درجمله هل تحب اللعب ..... ؟ بازی میکنی ترجمه میکنیم چون باقرینه های قبلش این رومیفهمیم .داره به حضرت یوسف میگوید . اگر قبل و بعدش و یاحتی درجمله قرینه ای نداشتیم میتونیم هم به شکل دوست می دارد هم به شکل دوست میداری ترجمه کنیم .
- انذار به معنای هشداراست .
-حروف الفبا روتا اون جایی که من میدونم جزئمونث ها میارند .
- کلمات معمولا زمانی با ال می ایند که برای ما شناخته شده باشند .و البته این معمولا است . دربعضی از مواقع هم این معنا رو نمیده . هم چنان که تنوین دربرخی ازموارد معنای یک رو نمیده . وکلمه ای هم که با تنوین میاد به عنوان خبر هم میتونه باشه . بستگی به جمله دارد . بهتر است بخش نکات طلایی درترجمه و قواعد رو مطالعه کنید .
-اسم بروزن فعیل صفت مطلق است . یعنی همان صفات نسبی یا ساده ما در زبان فارسی
- جمله ولدت عیسی را به شکل عیسی را به دنیا اورد ترجمه می کنیم چون ولدت مونث است درحالی که عیسی مذکر است . پس عیسی نقش مفعول رو داره نه فاعل . و فاعل ضمیر مستتر هی است .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ساعت 18:36 موضوع آموزش پایه دوم | لینک ثابت
اخوتی ! ........... فی السیارة . (رکب )
اخوتی! ........معا.(یلعب)
فعل ماضی یا مضارع؟
.
سلام . اینها دقیقا عبارات یکی از دانش اموزان است که کپی کردم .
برای جمله اولی که رکب است فعل ماضی میاد و برای دومی که یلعب است فعل مضارع .
حالا چرا ؟
اگر در عبارات به ما نگفتند فعل ماضی یا مضارع باورید ما باید از روی شواهد بفهمیم که چگونه باید عمل کنیم .
اگر درپرانتز فعل را به همین شکل (رکب) داده بودند فعل ماضی میاید . واگر به شکل (یرکب ) یا به شکل (رکب __ِ__)داده بودند فع به شکل مضارع میاید . امیدوارم متوجه شده باشید .
در ضمن فعل را در این دوعبارت به شکل مخاطب میاریم . به خاطر علامت تعجبی که اورده و یکی از نشانه های جمله مخاطب می باشد .
و همینطور هم به شکل جمع مذکر چون اخوتی به معنی برادران می باشد.
پس فعل ما در اولی میشود : رکبتم
و در دومی مییشود : تلعبون
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ساعت 21:1 موضوع آموزش پایه دوم | لینک ثابت
یک جمع بندی کلی و شسته رفته از عربی سوم راهنمایی
1- فعل ماضی : 14 صیغه (6غایب / 6مخاطب /2متکلم ) و ساخت آنها :
ریشه + هیچی / الف / واو / ت/ تا / نَ / تَ / تما / تم / تِ / تما / تنّ / تُ / نا
2- فعل مضارع : 14 صیغه (6غایب / 6مخاطب / 2 متکلم ) و ساخت آنها
حروف (أتین ) که بر سر فعل ماضی میاد و اون رو تبدیل به مضارع میکنه . اولی و دومی و سومی و ششمی (ی ) میگیره / سیزدهمی (أ ) میگیره / چهاردهمی (ن ) میگیره / بقیه شون (ت ) میگیرن .
و در آخرشون : هیچی / ان / ون / هیچی / ان / ن / هیچی / ان / ون / ین / ان / ن / هیچی / هیچی
3- فعل ماضی منفی :
ما + فعل ماضی
4- فعل مضارع منفی :
لا + فعل مضارع
5- فعل مستقبل :
س یا سوف + فعل مضارع
6- کلمات پرسشی :
مَن (چه کسی ) / ما (چه چیزی ) / این (کجا ) / ماذا ( چه چیزی ) که معمولا قبل از فعل میاید و نقش مفعول را دارد / لماذا (چرا ) / متی (چه وقت ) / کیف ( چگونه ) / هل ( آیا )/ أ ( آیا ) که هم در جمله پرسشی منفی می آید هم در جمله پرسشی مثبت برخلاف هل که فقط در جمله مثبت می اید مانند : أ تعلم آنّ الله رب العالمین ؟ یا أ لا تعلم آنّ الله رب العالمین ؟ / بماذا ( با چه چیزی ) /
7- وزن کلمات :
با پیدا کردن کلمات هم خانواده سه حرف مشترک را که به ترتیب در همه کلمات آمده پیدا کرده و با گذاردن سه حرف اصلی فعل به جای آن سه حرف وزن کلمه به دست می آید و بر عکس عمل کردن باعث میشود که کلمه را به وزن خواسته شده ببرید . سه وزن فعیل و فاعل و مفعول را به ترتیب صفت مطلق / صفت فاعلی و صفت مفعولی می گویند .
8- فعل امر :
فعل امر مخاطب از فعل مضارع مخاطب ساخته شده و برای این کار
ü حذف حرف مضارع از ابتدای فعل
ü آوردن همزه (ا) به جای حرف مضارع
ü ساکن کردن حرف آخر
ü حذف نون رفع نشانه ساکن کردن فعل می باشد البته در امر
ü ن از آخر فعل جمع مونث حذف نمیشود .
ü اگر حرف مضارع را از اول فعل برداشتیم و توانستیم فعل را بخوانیم با حرکت خودش ، دیگر احتیاج به آوردن همزه نیست . مثل : تـُسَبِّحُ که امرآن میشود : سَبِّح
ü مثال : تذهبُ .... إ ذهب / تذهبین .... إذهبی
9- ساخت فعل نهی :
لا + فعل مضارع به همراه ساکن کردن حرف آخر که دقیقا مانند فعل امر ساکن میشود .
مثال : تذهبین ... لا تذهبی / تذهبن ... لا تذهبن
10- جمله اسمیه
جمله ای که با اسم شروع می شود و دارای دو رکن مهم می باشد : مبتدا و خبر
به اسمی که در ابتدا آمده مبتدا می گویند و به کلمه ای که مبتدا را کامل می کند خبر گفته می شود .
خبر میتواند اسم / فعل / حرف و اسم باشد .
مبتدا و خبر مرفوع هستند . خبر از نوع حرف و اسم و خبر از نوع فعل ماضی و صیغه 6 و 12 مضارع محلا مرفوع می باشند .
مبتدا معمولا دارای (ال ) می باشد و خب معمولا با تنوین همراه است . مبتدا و خبر میتوانند جای خود را با یکدیگر عوض کنند البته تحت شرایطی . مثلا اینکه خبر از کلمات پرسشی باشد مانند ما هذه ؟ یا اینکه مبتدا اسم دارای تنوین باشد و خبر از نوع حرف و اسم باشد مثل : فی المحفظة قلمٌ .
11- جمله فعلیه
جمله ای که با فعل شروع شده و هر فعلی حتما فاعل دارد .
فاعل مانند مبتدا و خبر مرفوع می باشد . فاعل همیشه بعد از فعل می آید پس اگر قبل از فعل قرار گرفت به آن فاعل نمی گوییم .
فاعل ، اسمی است که در جواب ( کی ، چی ) می آید و باید بعد از فعل باشد . مانند : خرج ناصرٌ من البیت . خارج شد ، کی ؟ ناصر
علامت های آخر فعل ( ضمایر متصل رفعی ) فاعل به حساب می آیند . مانند تُ در وجدتُ
فعل میتواند مفعول داشته باشد البته برخی از آن ها . مفعول کلمه ای است که در جواب چه چیزی را و چه کسی را می آید و حرکت آن فتحه می باشد که به آن منصوب می گوییم .
مانند : سمعت فاطمة ُ کلامَ الحق . فاطمه شنید . چی رو ؟ سخن را که میشه مفعول (کلامَ )
12- جار و مجرور
که میتونه هم در جمله اسمیه بیاد هم در جمله فعلیه
جار یعنی حروفی که باعث میشن اسم بعد از آنها مجرور بشه و حرکت کسره رو بگیره . این حروف برای شما عبارتند از : ( مِن / فی / الی / ب / ل / حتی / عن / علی / ک / ) حتی به شرط اینکه بعدش اسم اومده باشد میشه حرف جر ./ اگر بعد از لِ ، ضمیر قرار بگیره به شکل لَ خونده میشه مثل لَهم /
به اسم بعد از حروف جر ، مجرور به حرف جر می گویند .
به حرف جر و اسم بعد از آن ، روی هم ، جار و مجرور می گویند .
13- مضاف الیه
اسمی که بعد از یک اسم دیگر آمده و در حقیقت با اسم قبل از خود یک ترکیب اضافی تشکیل می دهند . حرکت مضاف الیه مجرور است . برای تشخیص مضاف الیه کافی است حرکت کسره را از وسط دو اسم برداشته و با گذاشتن یک کاما (ویرگول ) و است در آخر جمله ببینید معنی می دهد یا نه . اگر معنی نداشت اسم دوم مضاف الیه است و حرکتش هم که کسره است .
مثل : تأمین معاش ِ .... فراهم کردنِ وسایل زندگی .... فراهم کردن ، وسایل زندگی است .. معنی نمی دهد پس معاش مضاف الیه است .
نکته ها :
1- علامت های فعل ( ضمایر متصل رفعی ) ç فاعل هستند . مثل تَ در سمعتَ
2- کلمات پرسشی مَن / ما / ... می توانند در نقش مبتدا / خبر یا مفعول بیایند .
3- کلمات بر وزن فاعل / فعیل / مفعول .ç اسم هستند .
4- جمله اسمیه ç مبتدا + خبر
5- خبر اگر از نوع فعل باشد حتما دارای فاعل است .
6- جمله فعلیه ç فعل + فاعل + مفعول + ....
7- مضاف الیه می تواند بعد از فاعل / مبتدا / مفعول / مجرور به حرف جر بیاید . مانند : اختُ محمدٍ ذهبت الی المکتبة یعنی خواهر محمد رفت به کتابخانه . محمد در اینجا مضاف الیه است و اخت مبتدا . یا رأیتُ محفظةَ التلمیذِ یعنی کیف دانش آموز را دیدم . کیف مفعول است و دانش آموز مضاف الیه
8- فاعل در صیغه های مفرد مذکر مخاطب / متکلم وحده و متکلم مع الغر فعل مضارع همیشه مستتر (مخفی ) است .
9- نقش ضمایر متصل نصبی یا جری ( ه /هما / هم / ها / هما / هن / ک / کما / کم / ک / کما / کن / ی/ نا )
حرف جر + ضمایر متصل ç ضمیر میشود مجرور به حرف جرو محلا مجرور
اسم + ضمیر متصل ç ضمیر میشود مضاف الیه و محلا مجرور
فعل + میر متصل ç ضمیر میشود مفعول و محلا منصوب
10- مواردی که اسم تنوین نمی گیرد ( تنوین ٌ یا ً یا ٍ )
ü اسم دارای (ال ) باشد مانند الطالب
ü اسم شخص مونث حقیقی باشد مانند فاطمة
ü اسم الله
ü اسمی که به اسم بعد خود اضافه شده و در واقع مضاف است مانند معاش العائلة
ü اسم هایی مثل یعقوب / یوسف / ایوب / ابلیس و....
11- کل + اسم دارای (ال ) çبه معنی همه / کل + اسم دارای تنوین çبه معنی هر می باشد .
12- لا + اسم منصوب ç در وعنا حتما هیچ را می آوریم مانند لا خوفَ به معنی هیچ ترسی
13- فاعل همیشه بعد از فعل قرار می گیرد . البته ممکن است یک یا چند کلمه با فعل فاصله داشته باشد یا بلافاصله بعد از فعل آمده باشد . ولی در هر حال بعد از فعل می باشد .
14- مرفوعات : ُ ٌ / مبتدا ، خبر ، فاعل
15- منصوب : َ ً / مفعول
16- مجرورات : ِ ٍ / مجرور به حرف جر ، مضاف الیه
17- اسم جمع مذکر سالم هر وقت با (ون ) آمد حتما مرفوع است . مانند : الناس ُ مشغولونَ بشراء ... الناس ُ مبتدا و مرفوع / مشغولون : خبر از نوع اسم و مرفوع
18- اسم مثنی هر وقت با (ان ) آمد حتما مرفوع است .
فکر کنم همه رو گفتم . حالا اگر چیزی جا افتاده خودتون اضافه کنید .
ای دادبرمن . فراموش کردم
تبدیل جمله اسمیه به فعلیه وبرعکس
یادتون باشد مبتدا و خبر (ازنوع فعل ) باید در جنس و تعداد با هم مطابقت کنند . مبتدا و خبر از نوع اسم در بعضی شرایط مثل هم نیستند . مثلا اینکه خبر جامد باشد . یعنی از کلمه ای گرفته نشده باشد . مثل : هؤلاء اسوة فی الدرس .
واما در جمله فعلیه : فعلی که فاعلش بعدش اومده به شکل یک اسم ظاهر ، در جنس با فاعل خودش مطابقت میکنه اما در تعداد نه . مثل : رجعت التلمیذات
حالا تبدیل جمله فعلیه رو به اسمیه ببینید :
رجعت التلمیذات که اسمیه اون میشه : التلمیذات رجعن
مورد دیگه ای که یادم رفته بود:
پاسخ دادن به سوالات است :
برای مخاطب ها با متکلم و غایب ها رو باغایب جواب بدید . مخاطب مفرد رو با متکلم وحده و مخاطب مثنی و جمع رو با متکلم مع الغیر پاسخ بدید . غایب مفرد رو باغایب مفرد و غایب مثنی و جمع رو با غایب مثنی و جمع جواب بدید . مثال :
هل ذهبتَ الی المسجد؟ نعم ، ذهبتُ الی المسجد .
هل تذهبین الی المسجد؟ نعم، أذهبُ الی المسجد .
هل انتَ نادمٌ ؟ نعم ، أنا نادمٌ .
هل تذهبن الی المسجد؟ نعم، نذهبُ الی المسجد .
و........
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 0:11 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
سلام .
بچه ها ! جمله بدأ التلامیذ بالرسم رو تو پایه اول راهنمایی یادتون است ؟ بچه ها شروع به کشیدن نقاشی کردند .
حالا ببینید که همین بدأ چجوری میشه ابتدأ یعنی شروع شد .
مبتدا :
بَدَأ َ به وزن افتعال ، مشهور میشه به ابتداء
اِبتـَدَأ / یَبتـَدِأُ / ابتِداء ، بساز ازش مُبتدا
جمله ای که ،از ابتدا ،شروع میشه با مبتدا ، جمله اسمیه میشه
خبر :
خبر ، خبر، خبردار
خبر میخواد مبتدا
تا انتهایی باشه برای اون ابتدا
خوب ، بحث مبتدا و خبر رو قبلا توضیح داده بودم . اما اینم یک مدل دیگش است . مبتدا در واقع اسمی است که شروع کننده جمله است . خبر هم کامل کننده اون است .
خبر میتونه به سه شکل در جمله بیاد .
1- اسم (مفرد ) مثل : الرجلُ صالحٌ . الإمرأتان ِ صالحتان ِ .
2- فعل ( جمله ) مثل : المعلمُ یعرفُ تلامیذه
3- حرف و اسم (شبه جمله ) مثل : القلمُ فی المحفظة ِ .
چیزی که برای شما الان دیگر خیلی مهم است اینه که کلمات شما باید حرکت
گذاری بشن (اعراب ) و مهمتر از همه حرکت حرف آخر است که نقش کلمه رو در
جمله براتون مشخص میکنه . یعنی شما از روی حرکت میتونید بگید این کلمه مبتدا
است یا خبر است یا فاعل یا مفعول یا....
اما نکته بعدی این است که در بحث خبر دو مورد رو توضیح ندادیم که یکی مربوط به
خبر از نوع جمله و اون یکی هم یک جورایی به سومی مربوط میشه . برای اینکه بعدا
هم تو دبیرستان یک موضوعاتی باشد برا اذیت کردن شما .
حالا به من بگید اعراب مبتدا و خبر چی است ؟
اگر مبتدا یا خبر اسم جمع مذکر یا مثنی باشند چجوری اعرابشون رو معلوم می کنیم ؟
مبتدایی که ال داره با اونی که ال نداره چه فرقی دارن ؟
اگر تو جمله آخری کلمه القلم ال نداشت جمله چطوری میومد و ده ها سوال دیگر
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 ساعت 17:6 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
سلام برو بچ . خوبید ؟
اما یک بار دیگر وزن کلمات رو یک شکل دیگر هم ببینید .
تو کتاب شما فقط ۳تا وزن رو اورده به اسم صفت فاعلی بروزن فاعل . صفت مفعولی بروزن مفعول . صفت مطلق بر وزن فعیل . اما کلمات برهر وزی میتونند در بیایند یاشما وزن اون کلمه ها رو پیدا کنید . حالا اول این شعرو ببینید . اینم امروز صبح به ذهنم اومد . گفته بودم که شعرها موقع نماز صبح میان تو ذهنم .
اما وزن کلمات :
ترازو رو که می بینم یه یادی از وزن میکنم
کلمه ها تو ذهنم میان و میرن پشت هم
حامد و حمید و محمود فاعل و فعیل و مفعول
اکبرو کبری ، کبیر اَفعلُ و فُعلیَ ، فعیل
مکتب و مجلِس ، باهم مَفعَل و مَفعِل ، باهم
به ، به،به،ترازو رو وزنه های دقیق رو
به من بگید اون راز رو سنگای وزنه ها رو
اون سه تا سنگ اصلی اون سه تا حرف اصلی
فاءالفعلُ و عین الفعلُ و لام الفعل
بله . اون سه تا سنگ اصلی که برا کشیدن به کارمیرود با سنگ های فرعشون که وزن اصلی رو هشون میده .
گفتیم که سه تا سنگ اصلی هستند : فای فعل . عین فعل . لام فعل که هر سه تا تو کلمه فعل وجود دارند . حالا فقط کافی است شما بر اساس همین سه تا حرف اصلی کلمه رو دربیارید و زیر هرکدوم از این سه تا بنویسید . بعد هرحرفی رو که اضافه است دقیقا تو همون جایی که از کلمه واقع شده به سه تا حرف ف. ع . ل بچسبونید تا وزن به دست بیاد . نگاه کنید
مدرسة : سه تا حرف اصلی اون میشه درس
مـــــــــــد ر ســــــــــــــة
مـــــــــــفـعــلــــــــــــــة
فعل زیر درس قرار گرفت و حروف دیگر دقیقا در همون جاهای خودشون به فعل اضافه شدن . حالا برای عکسش هم دقیقا برخلاف عمل می کنید .
برای اینکه سه حرف اصلی رو در بیارید تا موقعی که هنوز خوب یاد نگرفتید میتونید کلمات هم خانواده اون کلمه رو پیدا کنید و سه تا حرفی رو که تو همه کلمات به ترتیب و پشت هم قرار گرفته دربیارید . این میشه سه حرف اصلی کلمه .
حالا وزن این کلمات رو هم در بیارید خودتون . می بخشید هان! زحمت نشه براتون؟ ![]()
معاملة / صدیق / صِداقة / مکتوب/ مأخوذ / مَنبَع / مصدَر/ مرجوعی/ مکاتبة/ اخراج/اجبار/ استکبار
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در جمعه هفتم آبان 1389 ساعت 8:58 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
سلام .
شبنم جان :
جار حرفي است كه قبل از يك اسم ميايد وحركت حرف آخر آن اسم را مجرور مي كند يعني ـــِــٍـ وبه اسمي كه بعد از حرف جر ميايد مجرور به حرف جر ميگويند وبه هردوتاي آنها جارومجرور ميگويند .
حروف جر عبارتند از : مِن . في . علي . الي . ب . و(به معني قسم). حتي . وحروف ديگري كه مختص دبيرستان است وبعداً ياد مي گيريد .
يادت باشد اين حروف حتما بايد قبل از اسم بيايند .
مثال : ذهبتُ الي البيتِ . (الي (حرف جر) البيتِ (مجروربه حرف جر) . الي البيتِ (جارومجرور) (
نهضتَ مِن النوم ِ . (مِن (حرف جر) . النوم ِ (مجروربه حرف جر) . من النوم (جارومجرور))
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در شنبه یکم خرداد 1389 ساعت 18:10 موضوع جواب به سوالات ونظرات دانش آموزان ودیگر عزیزان | لینک ثابت
بچه ها سلام
ميدونم كه خيلي از شما ميگيد كه خانم : اين مطلبي رو كه شما درس داديد تو هيچ جاي كتابمون نوشته نشده . بله . بنده هم قبول دارم اما چيزي كه مسلم است اين است كه مولفين هم بايد اين موضوع رو درنظر بگيرند تا مطالب نوشته نشده براي تدريس رو تو قالب تمرينات هم نگنجونند . حالا ميگيد نه ببينيد .
تو پايه اول مابه بچه ها ميگيم كه : اگر خواستيد جمله ( هذه الطالبة مؤدبة ) رو مثني كني بايد هرسه تا كلمه رو تغيير بدي . چون نميتونيم بگيم اين دودانش آموز يكيشون باادب است . اما در درس آخر مي بينيم كه كلمه اسوة را براي اين دانش آموزان نمونه اند آورده . حالا بيا ودرستش كن . چطوري به بچه ها بگيم كه اين اسم جامد است و اون يكي مشتق . اگر اسم شما مشتق بود عوضش كنيد واگر جامد بود ميتونه به هر شكلي بياد .
تو پايه دوم بحثي از ضماير متصل نميكند .اما تا دلتون بخواد تو تمرينات مياره تا بچه ها تغييرش بدن . خوب اگر درس نديم چكارش كنيم . چطوره كه فقط همون تمرينات رو سركلاس جواب بديم وبعد هم به بچه ها بگيم چون شما اين مبحث رو تو كتابتون نياورده فقط همين چندتاتمرين رو حفظ كنيد .
اما پايه سوم : حرفي از مضاف اليه نميزند . ولي وقتي به جمله فعليه مي رسد وميخواد براي فاعل حركت بگذاره ، خوب دانش آموز طفلكي ياد گرفته كه اگر اسم شخص مونث حقيقي بود يا اگر اسمت (ال) داشت تنوين نيار . بعد ميرسه به جمله (جاء امر ربك ) حالا ميخواد حركت بگذاره . شمااگر دانش آموز بودي باتوجه به اون دوتا آموخته قبلي چه حركتي ميگذاشتيد . ( ـــــُ ــٌــ ) بگذريم . كار از ريشه خراب است .
حالا تو دانش آموز خوب با توجه به تمام دانستني هات ميخواي طرح سوال كني . بارها گفتم كه كتاب درسي دانش آموز بهترين كتاب براي يادگيري است اگر به دقت خوانده بشه . مثلا داريم :
ياملائكة ! لماذا تمدحون ايوبَ ؟
سوال : چرا ايوب تنوين نگرفته؟ ملائكة جمع است يا مفرد؟ اگر مفرد است پس چرا از فعل تمدحون استفاده كرده؟ فاعل در تمدحون كدام كلمه است؟ مگر فاعل نبايد بعد از فعل بيايد ؟ آمده يا نيامده؟
انواع كلمه دراين جمله چيست؟ نقش كلمات چيست؟ حالا سوال باآوردن كلمات پرسشي(استفهامي): مَن يمدح ايوب ؟ ماذا يفعل الملائكة ؟ اگر اين جمله به شكل غايب نوشته بشه چي ميشه؟
پايه دوم:
جمله هست : منحَتْـهُ الوالدة هدية صغيرة .
انواع كلمه؟ نوع فعل؟ صيغه فعل ؟ تبديل به مضارع يا ماضي ؟ آوردن اسم اشاره براي والدة ؟ آوردن ضمير به جاي والدة ؟ ضمير دقيقا همون جايي قرار ميگيره كه والدة الان هست يانه؟ اگر جمله رو به مثني تبديل كنم چه تغييري ميكند ؟ اگر جاي فعل واسمم بعد از مثني شدن تغيير كند چي ميشه؟ اگر مذكر بشه واگر مخاطب بشه چي ؟ حالا سوال با كلمات استفهامي :
من منحت هدية ؟ ماذا منحت الوالدة ؟ من منحت الوالدة هدية ؟ ماذا فعلت الوالدة ؟
پايه اول رو هم كه امروز سركلاس طفلكي ها حالشون جا اومد تا جواب سوالات من رو دادند .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389 ساعت 18:22 موضوع آموزش | لینک ثابت
جمع هاي مردم آزاري
الحق والانصاف كه اين جمع و مفردهاي خواهر و برادر / خانم و آقا / مردوزن بچه ها رو كلي كلافه كرده . همچين مثل كلاف مي پيچند به خودشون كه نگو و نپرس . حالا خدا نكند كه يكي از اينها به ضمير متصل هم وصل بشه و اونها بخوان براش يا / ايها و ايتها بيارن .
براي اينكه مطلب رو جلو چشمتون داشته باشيد ميارمش تا خودتون قضاوت كنيد .
| ..... | مذكر | مونث |
| ...... | برادر | خواهر |
| مفرد | أخ | اُخت |
| مثني | أخـَوانِ.أخـَوينِ | اختانِ.اختينِ |
| جمع | إخوان. إخوة | أخـَوات |
| .... | آقا | خانم |
| مفرد | سيّد | سيّدة |
| مثني | سيّدانِ.سيّدينِ | سيّدتانِ.سيّدتينِ |
| جمع | سادة | سيّدات |
| .... | مرد | زن |
| مفرد | رجل | إمرإة |
| مثني | رجلانِ.رجلينِ | امرأتانِ.امرأتينِ |
| جمع | رجال | نساء. نسوان |
حالا اين جمله رو به عربي برش ميخوايم بگردونيم .
برادرانم به گردش علمي مي روند.
اخوتي يذهبونَ الي السفرة العلمية .
حالا مخاطبش مي كنيم . ميشه: يا اخوتي ! تذهبون الي السفرة العلمية .
برادران باهم به گردش علمي مي روند .
الإخوة يذهبونَ الي السفرة العلمية معاً .
حالا مخاطبش مي كنيم ميشه : ايّها الإخوة ! تذهبون الي السفرة العلمية معاً .
چه فرقي كرد؟
اون جايي كه كلمه إخوة به ضمير (ي ) اضافه شد كلمه ما به خاطر مضاف بودنش نه (ال) مي گيره نه (تنوين) . بنابر اين چون اسم من (ال ) نميگيره بالطبع نميتونم ايها رو هم سرش بيارم . چون ايها و ايتها بر سر اسم هايي ميان كه (ال) دارند و يا بر سر اسم هايي مياد كه (ال) ندارند .
(ايها . ايتها . يا . مّ . ! ) از نشانه هاي مخاطبند در جمله .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ساعت 19:16 موضوع آموزش | لینک ثابت
سلام دوباره
یك سری نكته برای یادگیری بهتر شما عزیزان كه البته شاید قبلا هم گفته شده باشد .
1- تمام ضمایری كه در آخر فعل میایند وشما آنها را به نام علامت فعل(صیغه) می شناسید فاعل به حساب میایند . مانند:
الف در جلسا . واو در جلسوا . ی در تجلسینَ . نَ در ذهبنَ ، یذهبنَ ، تذهبنَ. تُدر جلستُ . نا در جلسنا . الف در یجلسان ، تجلسان . والی آخر
2- دقت داشته باشید كه ( تْ ) در مفرد مؤنث غایب ماضی نشانه مؤنث بودن فعل است نه فاعل .
فاعل دراین فعل یا اسم ظاهر است مثل فاطمة ُ یا ضمیر مستتر هی میباشد .
3- در5صیغه از فعل مضارع شما علامت صیغه ندارید وآن 5صیغه عبارتند از : مفردمذكر ومونث غایب . مفرد مذكر مخاطب . متكلم وحده ومع الغیر .
4- درصیغه مفردمذكرومؤنث غایب مضارع فاعل یا اسم ظاهر است مثل علیٌ و فاطمة ُ یا ضمیر مستتر هو و هی است .
در صیغه مفرد مذكر مخاطب مضارع فاعل ضمیر مستتر انتَ می باشد . ودر صیغه های متكلم وحده و مع الغیر فاعل به ترتیب ضمایر مستتر أنا و نحن میباشد .
5- ضمایر متصل (ه . هما . هم . ها . هما . هنّ . كَ. كما . كم .كِ . كما . كنّ . ی نا ) چنان چه قبل از آنها اسم بیاید این ضمایر در نقش مضاف الیه و محلاً مجرور می باشند .
در صورتی كه قبل از آنها فعل بیاید این ضمایر مفعول و محلاً منصوب می باشند .
ودر صورتی كه قبل از آنها حرف جر ( ب. مِن . فی . الی . علی و...) بیاید آنها مجرور به حرف جر هستند و محلاً مجرور .
مثال : رأیتُ صدیقی . »» ی به اسم (صدیق ) اضافه شده بنابراین مضاف الیه ومحلا مجرور است .
رأیتـُـهُ . »» هُ به فعل (رأیتُ ) اضافه شده بنابراین مفعول ومحلاً منصوب است .
ذهبتُ الیها . »»»ها به حرف جر الی اضافه شده بنابراین مجروربه حرف جر میباشدو محلاً مجرور .
6- منظور از محلاً این است كه چون حركت این كلمات در هیچ كجا تغییر نمی كند و به عبارتی مبنی هستند بنابراین در مكان ومحل نصب یا جر قرار گرفته اند ولی نمیتوانند آن حركت را بپذیرند پس میگوییم محلاً منصوب . محلاً مجرور یا محلاً مرفوع
7- نكته ای كه در كلمات و اسم های پرسشی مهم هست اینه كه یادتون باشد این كلمات هم میتونند خبر باشند هم مبتدا و هم مفعول و در همه این حالت ها هم اعرابشون محلی است . دقیقا مثل همون ضمایر متصلی كه گفته شد.
مثال : مَن عندكَ ؟ »»»» مَن ــــ» مبتدا و محلاً مرفوع
مَن انتَ ؟ »»»»» مَن ــــــ» خبر مقدم و محلاً مرفوع
مَن رأیتَ ؟ »»»»» مَن ـــــ» مفعول ومحلاً منصوب
اگر به مفهوم و معنی این عبارات دقت كنید خیلی زودتر به نتیجه می رسید . اون جایی كه به معنی چه كسی میباشد مبتدا و اون جایی كه به معنی چه كسی هستی میباشد خبر و اونجایی كه به معنی چه كسی را می باشد مفعول است . پس ساده ترین راه ترجمه كردن است .
8- در یادگیری اسم ها خوندید كه اسم ها یا (ال ) دارند یا( تنوین ) . واین رو هم یاد گرفتید كه بعضی از كلمات اسم هستند ولی نه (ال) می گیرند و نه (تنوین) مثل : اسم های اشاره . ضمایر و اسم های پرسشی و...
اما یكی دوتااسم دیگر هم هست كه نه (ال ) میگیره نه (تنوین ) . اسم اشخاص مؤنث حقيقي مانند زينب . فاطمة و اسمی كه مضاف باشد یعنی بعدش مضاف الیه اومده باشد نه صفت . مثل وجدت ُِمفتاحَ الغرفة »»»كلیدِ اتاق . برای تشخیص دادن مضاف الیه از صفت بهترین راه اینه كه كسره ی مابین اون دوتا رو برداری و به جاش آخرش است بذاری . اگر جمله ات معنی داشت صفت و موصوف هستند و در نتیجه دوتا اسمت عین هم میان . واگر معنی نداد پس دوتا اسم شما یكیش مضاف است و اون یكیش هم مضاف الیه . كه مضاف نه (ال ) داره نه (تنوین ) ولی مضاف الیه یا (ال ) داره یا (تنوین ) مگر اینكه جزء ضمایر باشد . حالا كه متوجه شدی ـِـ رو از زیر كلید بردار و ببین چه اتفاقی میفتد . جمله اینطوری میشه : كلید اتاق است . می بینی كه معنی نداره پس مفتاح مضاف هست و الغرفة مضاف الیه .
9- راستی یادت باشد كه مضاف نقش نیست پس باید به دنبال نقشی برای اون باشی . یك نگاه به عبارت قبلی كمكت می كند تا متوجه بشی كه مفتاحَ مفعول است و منصوب .
10- فاعل در جواب سوال كی و چی میاد و مفعول در جواب سوال چه كسی را و چه چیزی را میاید . وجدتُ (یافتم ) كی یافت ؟ (من) كه همون (تُ ) هست كه به صورت علامت فعل یا همون ضمیر متصل اومده .
وجدتُ مفتاحَ الغرفة ِ . یافتم .. چه چیزی را ؟ كلید را . پس كلید میشه مفعول .
فعلا تا همین جا داشته باشید تا بعد .
خوش باشید .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 ساعت 7:28 موضوع آموزش | لینک ثابت
لغت نامه سوم راهنمايي
|
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
|
جَيش |
سپاه |
الطير |
پرندگان |
تـَفـَقـُّد |
پرس وجو |
|
سيّدنا |
سرورما |
غَضِبَ |
خشمگين شد |
غياب |
غيبت. نبودن |
|
كشفتُ |
كشف كردم |
أكشِفَ |
كشف مي كنم |
ماذا |
چه چيزي |
|
وجدْتُ |
يافتم |
إمرأة |
زن |
نساء |
زنان |
|
تحكُمُ |
حكومت ميكند |
يعبدونَ |
مي پرستند |
نصدُقُ |
راست مي گويي |
|
تصدُقُ |
راست مي گويد |
كتاباً |
نامه اي را |
رسالة |
نامه |
|
يطلـُبُ |
ميخواهد |
اقوياء |
نيرومندان |
قوي |
نيرومند |
|
لاخوف |
هيچ ترسي |
علينا |
برما |
أذهَبُ |
ميروم |
|
الملوك |
پادشاهان |
اذا |
هنگامي كه |
افسدوا |
فاسدكردند |
|
الملأ |
بزگان |
ملأَ |
پركرد |
ايها |
اي |
|
أطلُبُ |
ميخواهم |
عرش |
تخت حكومتي |
وُصول |
رسيدن |
|
زجاجي |
شيشه اي |
مياه |
آبها |
ماء |
آب |
|
هذا |
اين |
نظرتْ |
نگاه كرد |
ربِّ |
پروردگارا |
|
ظلمْتُ |
ظلم كردم |
أسلمْتُ |
تسليم شدم |
مع |
همراه.با |
|
العالَمينَ |
جهانيان |
تكتبانِ |
مينويسند |
تكتبانِ |
مينويسيد |
|
يكتبنَ |
مينويسند |
تكتبنَ |
مينويسيد |
لغة |
زبان |
|
الغابة |
جنگل |
كـَيـْـفَ |
چگونه |
ترجعانِ |
بازميگرديد |
|
يغسِلنَ |
ميشويند |
يغرسُ |
ميكارد |
كسبتم |
به دست آورديد |
|
ظهرْنا |
آشكاركرديم |
ينظرانِ |
نگاه ميكنند |
تأخـُذنَ |
ميگيريد |
|
يأكلونَ |
مي خورند |
وجدْتَ |
يافتي |
نفسي |
خودم |
|
نفسه |
خودش |
صدق |
راستي |
مهم |
مهم.بااهميت |
|
مهمة |
ماموريت |
خيمة |
چادر |
اُمراء |
فرماندهان |
|
امير |
فرمانده |
السادة |
آقايان |
سيد |
آقا |
|
معنويات |
روحيات |
معنوية |
روحيه |
الجندي |
سرباز |
|
الجنود |
سربازان |
بحاجة |
نيازمند |
هجوم |
حمله |
|
قوات |
نيروها |
قوة |
نيرو |
احد |
يكي |
|
حسن |
خوب |
أحسنتَ |
آفرين |
فكرة |
يك فكري |
|
مواضع |
جايگاهها |
موضع |
مكان |
حصول |
بدست اوردن |
|
وصل |
رسيد |
قيادة |
فرماندهي |
قائد |
فرمانده |
|
طويلة |
طولاني |
مُقاتلين |
رزمندگان |
قليل |
كم |
|
الخنادق |
سنگرها |
الخندق |
سنگر |
علينا |
لازم است برما |
|
رجوع |
بازگشتن |
راجعونَ |
بازگردندگان |
طريق |
راه |
|
فَرِحَ |
خوشحال شد |
ذئب |
گرگ |
أسمعُ |
ميشنوم |
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در پنجشنبه هشتم بهمن 1388 ساعت 17:46 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
اِعراب ( حركت حرف آخر كلمه با توجه به نقش آن )
جملات اسميه وفعليه
جمله اسميه : شروع با اسم . اركان اصلي آن مبتدا و خبر
جمله فعلِه : شروع با فعل . اركان اصلي آن فعل و فاعل
جدول اعراب :
|
مرفوعات ُ ٌ |
منصوبات َ ً |
مجرورات ِ ٍ |
|
مبتدا . خبر . فاعل |
مفعول |
مجروربه حرف جر . مضاف اليه |
|
دراسم هاي مثني براي نشان دادن رفع از علامت (ان ِ ) ودراسم هاي جمع مذكر سالم براي نشان دادن رفع از علامت ( ونَ ) استفاده مي كنيم مثل : الطفلان ِ مؤدبان ِ . الطفلان : مبتدا و مرفوع به الف . مؤدبان ِ خبر و مرفوع به الف . غرَسَ الزارعونَ . غرسَ : فعل . الزارعونَ : فاعل و مرفوع به واو |
دراسم هاي مثني براي نشان دادن نصب از علامت (ين ِ ) ودراسم هاي جمع مذكر سالم براي نشان دادن نصب از علامت ( ينَ ) استفاده مي كنيم مثل : شاهَدَ المعلمونَ الطالبينَ . المعلمونَ : فاعل و مرفوع به واو . الطالبين َ مفعول و منصوب به يا
|
دراسم هاي مثني براي نشان دادن جر از علامت ( ين ِ ) ودراسم هاي جمع مذكر سالم براي نشان دادن جر از علامت ( ينَ ) استفاده مي كنيم . مثل : وبالوالدَين ِ احساناً . ب:حرف جر . والدين ِ مجرور به حرف جر و مجروربه يا . فقدتُ جوائزَ الطالبينَ . فقدتُ : فعل و فاعل جوائزَ : مفعول ومنصوب الطالبين َ : مضاف اليه ومجروربه يا |
|
دراسم ها و جملاتي كه حركت حرف آخر تغيير نمي كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش مي گوييم محلاً مرفوع . يعني آن كلمه مي بايست باتوجه به نقش خود مرفوع شود ولي نشده است . مثل هذا در عبارت : هذا كتابٌ . هذا مبتدا و محلاً مرفوع . كتابٌ خبرومرفوع |
دراسم ها و جملاتي كه حركت حرف آخر تغيير نمي كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش مي گوييم محلاً منصوب . يعني آن كلمه مي بايست باتوجه به نقش خود منصوب شود ولي نشده است . مثل : أكـَلــَهُ الذئبُ . أكل : فعل . الذئبُ : فاعل و مرفوع . هُ : مفعول و محلا منصوب |
دراسم ها و جملاتي كه حركت حرف آخر تغيير نمي كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش مي گوييم محلاً مجرور . يعني آن كلمه مي بايست باتوجه به نقش خود مجرور شود ولي نشده است. مثل : هَجَمتُ عليهِ . هجمَ : فعل . تُ :فاعل و محلا مرفوع . علي : حرف جر . ه: مجروربه حرف جر و محلا مجرور |
1- خبر ميتواند به شكل هاي زير بيايد :
خبر مفرد مثل هذان ِ معلمان ِ .
خبر جمله مثل الطالبُ ذهَبَ الي المدرسة .
خبر شبه جمله مثل الطالبُ في المدرسة .
2- فاعل هميشه بعد از فعل ميايد و به شكل هاي زير است :
اسم ظاهر مثل : شاهَدَ الطالبُ الحمامة َ .
ضمير بارز مثل : ذهبْتُ الي الصف .
ضمير مستتر مثل ذهبَ الي الصف . (كي رفت ؟ او كه در فعل ذهب خودش رو مخفي كرده است . پس ميشود ضمير مستتر هو . در صيغه هاي متكلم وحده و متكلم مع الغير و مفرد مذكر مخاطب مضارع فاعل هميشه مستتر است و فاعل آنها به ترتيب ضماير أنا – نحن – انتَ مي باشد . )
3- بعضي از اسم ها تنوين نمي گيرند مثل :
اسم اشخاص مونث مانند مريم
اسم هايي كه مضاف هستند يعني قبل از مضاف اليه آمده اند مانند : قلم الطالب
اسم هاي خاص مثل يعقوب . يوسف
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 ساعت 19:30 موضوع آموزش | لینک ثابت
يك شوخي با دخترك هاي خوبم با فعل نهي :
سوار نشو به هر ماشين : لا تركِبي
نرو كافي شاپ : لا تذهَبي
نشين تو پارك : لا تجلـِسي
حرفاشو گوش نكن تو : لاتسمَعي
هله هوله رو نخور تو : لا تأكـُلي
نخند بلند : لا تضحكي
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 ساعت 17:15 موضوع آموزش | لینک ثابت
لغت نامه
|
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
|
ذهَبَ |
رفت |
مكـّار |
حيله گر |
ساذ َج |
ساده لوح |
|
كسَبَ |
به دست آورد |
كسَبا |
به دست آوردند |
اموال |
پول ها |
|
كثيرة |
بسيار |
نـَأخـُذ ُ |
مي گيريم |
قسماً |
بخشي . قسمتي |
|
نـَدفِنُ |
دفن مي كنيم |
ف |
پس |
قـَبِلَ |
پذيرفت |
|
صَديق |
دوست |
صَديقـُهُ |
دوستش |
أيـّام |
روزها |
|
أخـَذ َ |
گرفت |
جاءَ |
آمد |
محتاجٌ |
نيازمند |
|
ذهَبا |
رفتند |
معاً |
باهم |
عندَما |
هنگامي كه |
|
تلك |
آن |
وَصَلَ |
رسيد |
وصَلا |
رسيدند |
|
وجَدا |
يافتند |
ماوجَدا |
نيافتند |
انتَ |
تو |
|
سرَقـْتَ |
دزديدي |
كلاّ |
هرگز |
السّارقونَ |
دزدان |
|
هَكذا |
اين چنين |
مَن |
چه كسي |
عندَك |
داري |
|
تعَِجَّبَ |
تعجب كرد |
بعد يومٍ |
روزبعد |
أيَّـتـُها |
اي |
|
سَمِعَ |
شنيد |
صوتاً |
صدايي |
عَلِمَ أنَّ |
دانست كه |
|
أمَرَ |
دستورداد |
الحَطـَب |
هيزم |
أشعَلَ |
برافروخت |
|
النـّار |
آتش |
حَول |
اطراف |
خافَ |
ترسيد |
|
فزَعَ |
ترسيد |
ظهَرَ |
آشكارشد |
إفتـَضَحَ |
رسواشد |
|
لاتقرَبا |
نزديك نشويد |
فضل |
لطف |
سامعينَ |
شنوندگان |
|
يدخـُلونَ |
داخل مي شوند |
أفواجاً |
گروه گروه |
نصْر |
ياري |
|
نصَرَ |
ياري كرد |
سَبّـِحْ |
تسبيح بگوي |
سَبَحَ |
شناكرد |
|
شـَرِبَتْ |
نوشيد |
وقـَفـَت |
ايستاد |
قليلاً |
اندكي .كمي |
|
نظرَتْ |
نگاه كرد |
هُوَ - هِيَ |
او |
غـُراب |
كلاغ |
|
حَمامة |
كبوتر |
ليْسَ |
نيست |
قرُبَتْ مِن |
نزديك شد |
|
النـّجدَة |
كمك |
ماذا |
چه چيزي |
حَدَثَ |
رخ داد |
|
مساعَدَة |
كمك |
بمساعَدَة |
به كمك |
شكـَرَ |
تشكركرد |
|
ثـُمَّ |
سپس |
نظرُهُ |
نگاهش |
قصَدَ |
تصميم گرفت |
|
حَمَلَ |
برداشت |
حجارَة |
سنگ ها |
سجّيل |
گلوله گلي |
|
قذَفَ |
پرت كرد. انداخت |
رأس |
سر |
رأسِه |
سرش |
|
صَرَخَ |
فريادزد |
هَرَبَ |
فراركرد |
هرَبَتْ |
فراركرد |
|
كتَبَ |
نوشت |
جَلَسَ |
نشست |
ضحِكَ |
خنديد |
|
خرَجَ |
بيرون رفت |
فَرِحَ |
خوشحال شد |
عَجِلَ |
شتاب كرد |
|
بارداً |
سرد |
الجوّ |
هوا |
كُتـُب |
كتاب ها |
|
صغير |
كوچك |
جائع |
گرسنه |
المحفظة |
كيف |
|
جَعَلَ |
گذاشت |
فـَتـَحَ |
بازكرد. گشود |
يد |
دست |
|
المرأة |
زن |
المرأتانِ |
دوزن |
النساء |
زنان |
|
قرأ |
خواند |
الإحسان |
نيكي |
جزاء |
پاداش |
|
الشتاء |
زمستان |
أيـُّها |
اي |
الأصدقاء |
دوستان |
|
صديقات |
دوستان (مونث) |
صديقة |
دوست (مونث) |
الغابة |
جنگل |
|
اليَوم |
امروز |
ضيافة ٌ |
مهماني |
بيت |
خانه |
|
بنت |
دختر |
الاسَد |
شير |
الطريق |
راه |
|
البومة |
جغد |
وصَلَتا |
رسيدند |
الحِمار |
الاغ |
|
الثـّعلَب |
روباه |
الذّئب |
گرگ |
هُم |
ايشان . آنها |
|
عَجبوا |
تعجب كردند |
قالوا |
گفتند |
جميع |
همه |
|
جلسا |
نشستند |
قـُرْب |
نزديك |
أكلا |
خوردند |
|
الفواكِه |
ميوه ها |
الفاكهة |
ميوه |
الأطعِمَة |
غذاها |
|
الطّعام |
غذا |
مَعَ |
با . همراه |
معَهُما |
همراه آن دو |
|
أيضاً |
هم چنين . هم |
نـَهَضَ |
برخاست . بلندشد |
مرحباً |
آفرين |
|
كـَيـْفَ |
چگونه |
جَمَعَ |
جمع كرد |
هذه |
اين |
|
قويٌّ |
نيرومند |
فهِمَ |
فهميد |
جُهـْد |
تلاش |
|
جَهَدَ |
تلاش كرد |
مُجتهِد |
كوشا |
اجتهاد |
كوشش |
|
الفـَأرَة |
موش |
النـّملـَة |
مورچه |
النـّحلـَة |
زنبور |
|
هنَّ |
ايشان . آنها |
جهَدْنَ |
تلاش كردند |
جمَعْنَ |
جمع كردند |
|
ضـَرَبَ |
زد |
الوالِدَين ِ |
پدرومادر |
وَقـَفَ |
ايستاد |
|
وقفوا |
ايستادند |
وقعوا |
افتادند |
البنتان ِ |
دودختر |
|
البنات |
دختران |
الرّبيع |
بهار |
الصّيف |
تابستان |
|
الخـَريف |
پاييز |
الرجال |
مردان |
رجُل |
مرد |
|
حينـَما |
هنگامي كه |
هُنا |
اينجا |
هـُناكَ |
آنجا |
|
مُغلَقاً |
بسته |
سفرَة علمية |
گردش علمي |
العودَة |
برگشتن |
|
عادَ |
برگشت |
رجَعَ |
برگشت |
ضـَلَّ |
گم كرد |
|
ضلـّوا |
گم كردند |
ضلـَلْنَ |
گم كردند .(مونث) |
حانوت |
مغازه |
|
سراجاً |
چراغي |
ذكـَروا |
يادكردند |
اُذكـُروا |
يادكنيد |
|
طلـَبَتْ |
خواست |
قراءة |
خواندن |
احتراق |
آتش گرفتن |
|
الكـُحُول |
الكل |
المِلح |
نمك |
اختِبار |
آزمايش |
|
الحريق |
آتش |
حزنـَتْ |
ناراحت شد |
الأب . الوالد |
پدر |
|
الأمّ . الوالدة |
مادر |
الي |
به |
اليهِما |
به آن دو |
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در جمعه بیست و پنجم دی 1388 ساعت 15:30 موضوع آموزش پایه دوم | لینک ثابت
جدول صرف افعال در پايه سوم راهنمايي . (نمونه فعل : كـَتـَبَ )
|
شماره صيغه |
صيغه |
فعل ماضي |
ترجمه |
فعل مضارع |
ترجمه |
ماضي منفي |
ترجمه |
مضارع منفي |
ترجمه |
مستقبل |
ترجمه |
فعل امر |
ترجمه |
فعل نهي |
ترجمه |
|
1 |
للغائب |
كـَتـَبَ |
نوشت |
يَكتـُبُ |
مي نويسد |
ماكتـَبَ |
ننوشت |
لايَكتـُبُ |
نمي نويسد |
سَيَكتـُبُ |
خواهد نوشت |
----- |
----- |
---- |
----- |
|
2 |
للغائبَين ِ |
كـتبا |
نوشتند(2) |
يَكتـُبان ِ |
مي نويسند |
ماكتـَبا |
ننوشتند |
لايَكتـُبان ِ |
نمي نويسند |
سَيَكتـُبان ِ |
خواهند نوشت |
------ |
----- |
----- |
----- |
|
3 |
للغائبيـنَ |
كتـَبوا |
نوشتند |
يكتـُبونَ |
مي نويسند |
ماكتبوا |
ننوشتند |
لايكتبونَِ |
نمي نويسند |
سَيكتـُبونَ |
خواهند نوشت |
---- |
------ |
----- |
---- |
|
4 |
للغائبة |
كتـَبَتْ |
نوشت |
تـَكتـُبُ |
مي نويسد |
ماكتبَتْ |
ننوشت |
لاتكتـُبُ |
نمي نويسد |
سَتكتـُبُ |
خواهد نوشت |
----- |
------ |
----- |
----- |
|
5 |
للغائبَتـَين ِ |
كتـَبَتا |
نوشتند(2) |
تـَكتـُبانِ |
مي نويسند |
ماكتبَتا |
ننوشتند |
لاتكتـُبان ِ |
نمي نويسند |
سَتكتـُبانِ |
خواهند نوشت |
------- |
------ |
------ |
----- |
|
6 |
للغائبات |
كتـَبـْـنَ |
نوشتند |
يَكتـُبـْنَ |
مي نويسند |
ماكتبـْنَ |
ننوشتند |
لايَكتـُبـْنَ |
نمي نويسند |
سَيَكتـُبـْنَ |
خواهند نوشت |
----- |
------ |
------ |
------ |
|
7 |
للمخاطَب |
كتـَبْـتَ |
نوشتي |
تـَكتـُبُ |
مي نويسي |
ماكتـَبْـتَ |
ننوشتي |
لاتكتـُبُ |
نمي نويسي |
سَتكتـُبُ |
خواهي نوشت |
اُكتـُبْ |
بنويس |
لاتكتـُبْ |
ننويس |
|
8 |
للمخاطبَين ِ |
كتـَبتـُما |
نوشتيد(2) |
تـَكتـُبانِ |
مي نويسيد |
ماكتبتما |
ننوشتيد |
لاتكتـُبان ِ |
نمي نويسيد |
سَتكتـُبان ِ |
خواهيد نوشت |
اُكتـُبا |
بنويسيد |
لاتكتـُبا |
ننويسيد |
|
9 |
للمخاطبين َ |
كتبْـتم |
نوشتيد |
تكتـُبونَ |
مي نويسيد |
ماكتبتم |
ننوشتيد |
لاتكتبونَ |
نمي نويسيد |
ستكتبونَ |
خواهيد نوشت |
اُكتبوا |
بنويسيد |
لاتكتـُبوا |
ننويسيد |
|
10 |
للمخاطبة |
كتـَبـْتِ |
نوشتي |
تكتـُبينَ |
مي نويسي |
ماكتبـْتِ |
ننوشتي |
لاتكتبينَ |
نمي نويسي |
سَتكتـُبين َ |
خواهي نوشت |
اُكتـُبي |
بنويس |
لاتـكتـُبي |
ننويس |
|
11 |
للمخاطبتَِِينِ |
كتبتـُما |
نوشتيد |
تكتـُبان ِ |
مي نويسيد |
ماكتبتما |
ننوشتيد |
لاتكتبان ِ |
نمي نويسيد |
ستكتـُبان ِ |
خواهيد نوشت |
اُكتـُبا |
بنويسيد |
لاتكتـُبا |
ننويسيد |
|
12 |
للمخاطبات |
كتبتـُنَّ |
نوشتيد |
تكتـُبـْنَ |
مي نويسيد |
ماكتبتما |
ننوشتيد |
لاتكتبـْنَ |
نمي نويسيد |
ستكتـُبـْن َ |
خواهيد نوشت |
اُكتـُبـْنَ |
بنويسيد |
لاتكتـُبـْنَ |
ننويسيد |
|
13 |
للمتكلم وحده |
كتبـْتُ |
نوشتم |
اَكتـُبُ |
مي نويسم |
ماكتبتُ |
ننوشتم |
لااَكتـُبُ |
نمي نويسم |
سأكتـُبُ |
خواهم نوشت |
----- |
----- |
------ |
----- |
|
14 |
للمتكلم مع الغير |
كتـَبـْنا |
نوشتيم |
نكتـُبُ |
مي نويسيم |
ماكتبنا |
ننوشتيم |
لانكتـُبُ |
نمي نويسيم |
سنكتبُ |
خواهيم نوشت |
---- |
----- |
----- |
----- |
موارد قابل توجه :
1- دقت كنيد كه ريشه فعل در همه صيغه ها و صرف افعال تكرار شده است .
2- ابتدا جدول افعال دوره سه ساله راهنمايي را حفظ كرده و بعد به شكل جدول بالا صرف نماييد .
3- يادتان باشد كه صرف فعل را به شكل كاربردي همراه اسم ظاهر . ضماير . اسم هاي اشاره به كار ببريد .
4- يادتان بماند كه براي ساخت فعل امر (ا ) فقط در اول فعل هايي به كار مي رود كه بعد از حذف حرف مضارع حرف بعدي ساكن باشد .
5- درنظر داشته باشيد كه حركت ( ا ) امر با توجه به حركت عين الفعل در مضارع است .
6- مي دانيد كه عين الفعل دومين حرف از حروف اصلي مي باشد . مثل ( ت ) در كتب كه در مضارع علامت ( ُ ) دارد .
7- اگر عين الفعل در مضارع ( ُ ) بود (ا ) امر ( ُ ) مي گيرد و اگر ( ِ يا َ ) بود همزه امر ( ِ ) ميشود يعني كسره .
شرمنده . در آخر جدول ترجمه فعل نهی است که برروی صفحه قرار نگرفته .
ترجمه مورد نظر به این شکل است : ننویس . ننویسید . ....
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388 ساعت 21:16 موضوع آموزش | لینک ثابت
لغت نامه اول راهنمايي
|
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
كلمه |
معني |
|
باب |
در |
جـِدار |
ديوار |
سَفينة |
كشتي |
|
صَخرَة |
تخته سنگ |
صورَة |
عكس |
طالِب |
دانش آموز |
|
قـَريـَة |
روستا |
كـَنز |
گنج |
مَدينة |
شهر |
|
مُسلِم |
مسلمان |
مَلِك |
پادشاه |
نافِذة |
پنجره |
|
اِمرَأة |
زن |
اِمرَأتان ِ |
دوزن |
نساء |
زنان |
|
اُمَّة |
جامعه |
اُمّ |
مادر |
اُمّــهُ |
مادرش |
|
بَقـَرَة |
گاوماده |
بَيت |
خانه |
ثـَوب |
لباس |
|
جـَبَل |
كوه |
جـِبال |
كوه ها |
حَديقـَة |
باغ |
|
حَمامَة |
كبوتر |
رَجُل |
مرد |
رِجْل |
پا |
|
سَيارَة |
ماشين |
شارِع |
خيابان |
شـَجَرَة |
درخت |
|
صَلاة |
نماز |
طالِبَة |
دانش آموزدختر |
فاكِهـَة |
ميوه |
|
فـَواكِه |
ميوه ها |
ماء |
آب |
مياه |
آبها |
|
مَوعِظـَة |
پندواندرز |
نـَجمَة |
ستاره |
هذا . هذِهِ |
اين |
|
بـِركَة |
آبگير |
تـَسألُ |
مي پرسد |
سَألَ |
پرسيد |
|
صَغيرَة |
كوچك |
كـَبيرَة |
بزرگ |
عَمود |
ستون |
|
عِنَب |
انگور |
فـَراشـَة |
پروانه |
في |
در(درون) |
|
قـَمَر |
ماه |
لا |
نه |
لؤلؤ |
مرواريد |
|
ما؟ |
چيست |
مَحفـَظـَة |
كيف |
نـَحلَة |
زنبور |
|
نـَعَم |
بله |
نـَملَة |
مورچه |
واسِع |
وسيع |
|
وَردَة |
گل |
وَرَق. وَرَقـَة |
برگ |
هل؟ |
آيا |
|
اِناء |
ظرف |
تـُفـّاح |
سيب |
تِلكَ |
آن |
|
جَميل |
زيبا |
الجَنـَة |
بهشت |
خـَير |
خوبي |
|
ذلِكَ |
آن |
رُمّآن |
انار |
طَعام |
غذا |
|
طَير |
پرنده |
طائر |
پرنده |
طائرة |
هواپيما |
|
طيور |
پرندگان |
عَلـَي |
بر.روي |
قـَوم |
گروه |
|
قـُوَة |
قدرت |
لـَحم |
گوشت |
مائدَة |
سفره |
|
نـَهر |
رودخانه |
والِد |
پدر |
والِدة |
مادر |
|
والِدُهُ |
پدرش |
والِدَتـُهُ |
مادرش |
والِدي |
پدرم |
|
أبي |
پدرم |
اُمّي |
مادرم |
وَعد |
وعده |
|
الأسَد |
شير |
أفضـَل |
برتر |
أنا |
من |
|
نـَحنُ |
ما |
أنتَ |
تو |
آنتِ |
تو |
|
هُوَ |
او |
هِيَ |
او |
أو |
يا |
|
الجُندي |
سرباز |
الحَسَنة |
نيكي |
رَأي |
نظر. عقيده |
|
طبيب. طبيبة |
پزشك |
العامِل |
كارگر |
عَظيم |
بزرگ |
|
الغابَة |
جنگل |
غزالـَة |
آهو |
لاشـَكَّ |
شكي نيست |
|
مَن؟ |
كيست |
اِجتهاد |
تلاش. كوشش |
مُجتـَهِد |
كوشا |
|
جُهد |
تلاش |
إذ َن |
بنابراين |
غـَني |
ثروتمند |
|
أغنياء |
ثروتمندان |
أمام |
جلو.روبه رو |
اِمام |
رهبر |
|
إينَ؟ |
كجا |
بَحر |
دريا |
بـِحار |
درياها |
|
تـَحت |
زير |
فـَوق |
بالا |
خـَلف |
پشت . پشت سر |
|
جَنب |
كنار |
جَنبـَكَ |
كنارت |
إلي جنبك |
دركنارت |
|
توَهُّم |
خيال پردازي |
جَبَل |
كوه |
جـِبال |
كوه ها |
|
الخـَرِبَة |
خرابه |
السِحابَة |
ابر |
الشـّمس |
خورشيد |
|
صَرّاف |
طلافروش |
عَمَل |
كار |
عِندَ |
نزد |
|
يد |
دست |
فَـ |
پس |
ثـُمَّ |
سپس |
|
لكِن |
ولي . اما |
لـَيسَ |
نيست |
وَلـَد |
فرزند |
|
وَلـَدي |
فرزندم |
وَلـَدُهُ |
فرزندش |
ها |
آهان |
|
يدَكَ |
دست تو. دستت |
الصّادِق |
راستگو |
صَفّ |
كلاس |
|
عالِمَة |
زن دانشمند |
غـُرفـَة |
اتاق |
الغـُصن |
شاخه |
|
النّجاح |
موفقيت |
نظيف |
تميز |
إلي |
به. به سوي |
|
اِنظـُر |
نگاه كن |
نـَظـَرَ |
نگاه كرد |
يَنظـُرُ |
نگاه مي كند |
|
باسِقـَة |
بلند |
بَدَأ |
شروع كرد |
بِناء |
ساختمان |
|
جَيِدَة |
خوب |
جِدّاً |
بسيار |
حَزِنَـت |
ناراحت شد |
|
حَسَناً |
بسيارخوب |
سَقـَطـَت |
افتاد |
وَقـَعَت |
افتاد |
|
طـَرَحَت |
انداخت |
فَأس |
تبر |
قالَ. قالَت |
گفت |
|
قـَطَعَ |
قطع كرد. بُريد |
كانَ. كانـَت |
بود |
كُنتُ |
بودم |
|
لـِ |
براي |
مِفتاح |
كليد |
مِن |
از |
|
نـَدامَة |
پشيماني |
هاتان ِ. هاتَين |
اين دو |
هَذانِ. هَذَينِ |
اين دو |
|
يالـَلحَسرة |
آه |
يالـَيتَ |
اي كاش |
يالـَيتـَني |
اي كاش من |
|
يَحمِلَ |
حمل مي كند |
حَمَلَ |
حمل كرد |
يَذهَبُ |
مي رود |
|
ذَهَبَ |
رفت |
يَوم |
روز |
ايّام |
روزها |
|
آخِرُها |
پايان آن |
اِخت |
خواهر |
اُختـُهُ |
خواهرش |
|
اُختي |
خواهرم |
اِريدُ |
مي خواهم |
اَشكُرُ |
تشكر مي كنم |
|
اَشكُرُك |
متشكرم از تو |
اَعَدَّ |
آماده كرد |
اَفعَلِ |
انجام مي دهم |
|
اِنَّ |
به راستيكه . همانا |
الهي |
خداي من |
بَسيط |
ساده |
|
جاءَ. جاءَت |
آمد |
جالِس |
نشسته |
واقِف |
ايستاده |
|
الخاشعينَ |
فروتنان |
دقيقة |
دقيقه |
دقائق |
دقيقه ها |
|
ساجِدينَ |
سجده كنندگان |
ذَهَبَت |
رفت |
تـَذهَبُ |
مي رود |
|
سَماء |
آسمان |
سماوات |
آسمان ها |
الصّابرينَ |
بردباران |
|
الصّادقينَ |
راستگويان |
الصّادقات |
راستگويان |
طَيِّب |
خوب |
|
القانتينَ |
قنوت كنندگان |
القانتات |
قنوت كنندگان |
قـَرَأ |
خواند |
|
قـَرَأت |
خواند |
قصد |
منظور |
قصدُك |
منظورت |
|
لِماذا |
چرا. براي چه |
لَهُم |
برايشان |
ماذا |
چه چيزي |
|
ناظرينَ |
بينندگان |
نظـَرَ الي |
نگاه كردبه |
مَغفِرَة |
آمرزش |
|
واقفونَ |
ايستادگان |
أبواب |
درها |
أخـَذَ |
گرفت |
|
أشجار |
درختان |
عَلَم |
(شخص)بزرگ |
أعلام |
(اشخاص)بزرگ |
|
أنجُم |
ستاره ها |
تجديد |
احياكردن. زنده كردن |
تـُحِبُّ |
دوست دارد |
|
اُحِبُّ |
دوست دارم |
تلميذ |
دانش آموز |
تـَلاميذ |
دانش آموزان |
|
دَخَلَ |
داخل شد |
رجال |
مردان |
ارجُل |
پاها |
|
رَسَمَ |
نقاشي كرد |
يَرسُمُ |
نقاشي مي كند |
الزاهِرَة |
درخشان |
|
الشّموس |
خورشيدها |
الطالِعَة |
طلوع كننده |
فـَتـَحَ |
بازكرد |
|
يَفتـَحُ |
باز مي كند |
فريضـَة |
واجب |
فرائض |
واجبات |
|
قصة |
داستان |
قِصَص |
داستان ها |
قاعِدة |
پايه. اصل |
|
قـَواعد |
پايه ها. اصول |
كـَلاّ |
هرگز |
مُدَّخـَر |
ذخيره شده |
|
معلم الرسم |
معلم نقاشي |
مَملوء |
پر |
المُنيرَة |
روشن. درخشان |
|
نفس |
خود |
نفسِه |
خودش |
نفسي |
خودم |
|
أخـَذَت |
گرفت |
الاُخري |
ديگر |
أخ |
برادر |
|
آخي |
برادرم |
الارض |
زمين |
الاولي |
اولي |
|
تحمِلُ |
برمي دارد. حمل ميكند |
جـِدّ |
تلاش |
حَبَّة |
دانه |
|
حَمَلت |
حمل كرد. برداشت |
خرَجَ |
خارج شد |
خـَرَجَت |
خارج شد |
|
رَجَعَ |
بازگشت |
رَجَعَت |
بازگشت |
ساقية |
جوي |
|
الصَوم |
روزه |
الطريق |
راه |
طـَلَبَ |
خواست |
|
طـَلَب |
خواستن |
عالـَميّة |
جهاني |
فـَم |
دهان |
|
لِسان |
زبان |
اللغة |
زبان . لغت |
مُبين |
واضح |
|
نزّل |
نازل كرد |
نـُحّبُ |
دوست داريم |
وَصَلـَت |
رسيد |
|
يدعو |
دعوت ميكند . فرا مي خوانـَد |
أحسَنـَت |
نيكي كرد |
اصحاب الجنة |
بهشتيان |
|
اقمار |
ماه ها |
اُمّهات |
مادران |
اهل الفضائل |
انسان هاي بافضيلت |
|
جَعَلَ |
قرارداد |
جُندي |
سرباز |
جُنود |
سربازان |
|
ربّ |
پروردگار |
ربّك |
پروردگارت |
ربّي |
پروردگارم |
|
سبيل |
راه |
شاهَدَت |
مشاهده كرد. ديد |
شاهَدَ |
مشاهده كرد. ديد |
|
صَرَخَ |
فرياد زد |
طارَت |
پروازكرد.پريد |
طارَ |
پروازكرد.پريد |
|
طُلاب |
دانش آموزان |
فائزونَ |
رستگاران |
فـَخ |
دام |
|
قَصَدَ |
قصدكرد.خواست |
لـَسَعَ |
نيش زد |
لـسَعَت |
نيش زد |
|
لـَمّا |
وقتي كه |
المتّقونَ |
پرهيزكاران |
مُحسنينَ |
نيكوكاران |
|
مِصباح |
چراغ |
مصابيح |
چراغ ها |
نحتاجُ |
احتياج داريم |
|
هَكـَذا |
اين چنين |
يجتـَهِدُ |
تلاش مي كند |
اُسوة |
نمونه |
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه بیستم دی 1388 ساعت 17:19 موضوع آموزش | لینک ثابت
سلام .
راستش رو بخواهيد هر شخصي وقتي كاري رو بلد است يكي دوتا از فوتاي كوزه گريش رو نگه مي دارد تا هركسي نتونه رودستش بلند شه يا حتي از اطلاعاتش به نفع خودش استفاده كند . خوب بنده هم فرض كنيد يكي از اون آدمها . شعرهايي رو كه بعضاً سر كلاس مي خونيم رو نصفه نيمه تو وب مياوردم تا هم بچه ها يك كم آشنا بشن و هم اينكه همه مطلب رو نمياوردم يعني همه شعر رو . اما شهرزاد خانم قصه ما تمام محاسباتم رو ريخت به هم . اون روزي كه سر كلاس وقتي بعد از سه هفته بيماري و سرفه هاي پي در پي بنده گفت : خوب ديگه خانم . حالا بهتر شديد . اون فاطمه و سعيده رو بخونيد . وبعد يكي ديگه از بچه ها گفت : چه اصراري داري به شعر خوندن و جواب شهرزاد خانم ما اين بود : من اصلاً از عربي بدم ميومد تا اون روز كه خانم اين شعر رو گفت . از اون موقع به بعد علاقه پيدا كردم . و اين چنين شد كه بنده هم تصميم گرفتم فوت و فن ها رو بذارم كنار و هر چي رو كه ميدونم بيارم وسط سفره . شايد يكي ديگه هم بشه شهرزاد خانم ما .
آموزش فعل ماضي :
معلم : فاطمه خورد غذارو .حالا تو بگو ببينم ( أكلَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
شاگردان : ت ْ رو بذار آخرش . تْ رو بذار آخرش .
معلم : يعني كه بگم شاگردان : أكلَتْ (تكرار )
م : فاطمه و سعيده رفتند از اين محله . حالا تو بگو ببينم (ذَهَبَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : تا رو بذار آخرش . تا رو بذار آخرش .
م : يعني كه بگم : ش : ذهَبَتا (تكرار )
م : فاطمه با حميده و سعيده بلند شدند تا كه بخونند نماز . حالا تو بگو ببينم (نَهَضَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : نَ رو بذار آخرش . نَ رو بذار آخرش .
م : يعني كه بگم : ش : ذهَبْنَ (تكرار )
م : علي نشست تو ماشين . حالا تو بگو ببينم (جلَسَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : خودشو بيار . خودشو بيار
م : يعني كه بگم : ش : جلَسَ (تكرار )
م : علي و حسن برگشتند از امتحان . اونم چه امتحاني ! حالا تو بگو ببينم (رَجَعَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : الفو بذار آخرش . الفو بذار آخرش .
م : يعني كه بگم : ش : رَجَعا ( تكرار )
م : حميد با سعيد و مجيد داخل مدرسه شدند . حالا تو بگو ببينم (دَخلَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : واو رو بذار آخرش . واو رو بذار آخرش .
م : يعني كه بگم : ش : دَخلوا ( تكرار )
م : زودي بگو تندي بگو سريع بگو ببينم . فعل تو اين جمله رو چجوري بايد بيارم ؟
آهاي سعيد . آهاي حميد! مشقاتونو نوشتيد ؟
ش : سعيد و حميد دوتااند . آهاي اومده مخاطبند . تما رو بذار آخرش . تما رو بذار آخرش . يعني كه بيار (كتبتما )
م : زودي بگو تندي بگو سريع بگو ببينم . فعل تو اين جمله رو چجوري بايد بيارم ؟
آهاي ! آهاي ! آي مردا ! لباساتون رو شستيد ؟
ش : مردا هستند مذكر با همديگه يه جمعن . آهاي اومده مخاطبند . تُم رو بذار آخرش . يعني كه بيار ( غسَلتُم )
م : زودي بگو تندي بگو سريع بگو ببينم . فعل تو اين جمله رو چجوري بايد بيارم ؟
آهاي آهاي خانوم ها! ميوه هاتونو خورديد ؟
ش : خانوما مؤنث هستند با همديگه يه جمعند . آهاي اومده مخاطبند . تُنَّ رو بذار آخرش . يعني كه بيار ( آكلتُنَّ ۳بار )
م : زودي بگو تندي بگو سريع بگو ببينم . فعل تو اين جمله رو چجوري بايد بيارم ؟
اي عاطفه ! اي عارفه ! پول ها رو پيدا كرديد ؟
ش : عاطفه با عارفه دو تا ميشن باهمديگه . اي اومده مخاطبند . تُما رو بذار آخرش . يعني كه بيار (وَجَدْتُما )
م : هو و هو با همديگه هما ميشن . حالا تو بگو ببينم (رَجَعَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : الف و بذار آخرش . الف و بذار آخرش .
م : هو ميخواد انتَ بشه . حالا تو بگو ببينم (رَجَعَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : (تَ ) رو كه تو انتَ هستش بيار بذار آخرش .
م: انتنَّ كه يك نفر بشه انتِ ميشه . حالا تو بگو ببينم (رَجَعَ ) رو من چجوري بايد بيارم ؟
ش : ( تِ ) رو كه تو انتِ هستش بيار بذار آخرش .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 18:6 موضوع آموزش | لینک ثابت
فعل ماضي منفي . خانم پرديس واحديان . مدرسه رامشه
ماضی که اولش ما داره...ما میگیره و منفی میشه
.......................................................
فعل امر . خانم پريسا پيامي . مدرسه راهيان فضيلت
ا دزده ( ت ) رو می دزده . / همزه که بیاد به بازار ت میشه دل آزار
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:23 موضوع آموزش | لینک ثابت
پردیس جان . سلام .
ممنونم از اینکه اومدی و برام هم یک عبارت قشنگ آوردی برا منفی کردن فعل ماضی . این هم جمله شما .
ماضی که اولش ما داره...ما میگیره و منفی میشه
با تشکر از خانم پردیس واحدیان از دانش آموزان خوب سابقم در مدرسه رامشه
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:10 موضوع جواب به سوالات ونظرات دانش آموزان ودیگر عزیزان | لینک ثابت
سلام .
امروز همینطور که تو کلاس بودم ودرسم روهم داده بودم یک دوسه تایی از دانش آموزان رو بردم پای تخته تا تمرین کنند اون چیزایی رو که یاد داده بودم . همینطوری که انتهای کلاس ایستاده بودم یکی از بچه ها این مورد رو برا خودش گفت و خوب من هم که استراق سمعم همچین بگی یا نگی یک خرده زیاده بلافاصله شنیدم و حالا هم اینجا میارم براتون . این دوتا جمله مربوط به آموزش فعل امر است .
ا دزده ( ت ) رو می دزده . / همزه که بیاد به بازار ت میشه دل آزار
این رو برا این گفته بود که برای ساختن فعل امر می بایست حرف مضارع (ت ) روبرداریم وبه جاش ( ا) بیاریم .
با تشکر از خانم پریسا پیامی کلاس ۱/۳مدرسه راهیان فضیلت
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 18:44 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
فعل نهی با شعر
بساز فعل نهیو / با فعل های مضارع ِ مخاطب
لا رو بیار برسرم / ساکن بکن آخرم ، اما نه در دوازده
نشونه ( ُ ) اُیِ من / توصیغه های یازده / همراه با هشت ونه وده
نونیه که آخرمه . نونیه که آخرمه
تشابهم با نفی اینه که هردومون لا داریم
تشابهم با امر اینه که هردومون ساکنیم
تفاوتم با نفی اینه ، اون مرفوعه و من ساکن
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 18:39 موضوع آموزش | لینک ثابت
سلام بر عزیزان گلم .
دانش آموزان پایه سوم .
یادتون باشد که برای امتحان روز دوشنبه قواعد در قالب ترجمه است . یعنی هم باید ترجمه رو خیلی خوب بخونید هم قواعد رو بلد باشید . اما مهمترش ترجمه است .
به این مثال ها دقت کنید :
می خواهیم فعل های خواهی نشست . پرت می کنم . فرار نکردند رو تو جمله های زیر بیاريم :
أنا ...... حجارة . السارقونَ ...... من يد صاحب الحانوت .
يا صديقي ! ............ هناك .
خوب تو عبارت اول ضمير أنا نشون مي ده كه فعلتون متكلم وحده است . پس اوني رو ميارم كه به شكل متكلم ترجمه شده . يعني من . فعل پرت مي كنم . پرت كرد يعني قذَفَ . پرت مي كنم مضارع است يعني الان . پس ميشه : اقذِفُ
دومين عبارت السارقونَ است . يعني اسم جمع . پس فعلي رو ميارم كه جمع است . يعني فرار نكردند . همونطور كه مي بينيد فعل من علاوه بر جمع بودن منفي هم هست و ماضي . السارقونَ مذكر است و فعل فرار كرد هم هَرَبَ است . پس فعل من ميشه : ماهرَبوا .
تو سومي يا نشون دهنده مخاطب است و صديق هم مفرد و مذكر . پس فعلم مفرد مذكر مخاطب مياد .البته با توجه به ترجمه بايد فعلم رو به شكل مستقبل بيارم . مي دونيد كه فعل مستقبل هم با آوردن س يا سوف بر سر فعل مضارع است وفعل جَلَسَ هم به معني نشست مي باشد. پس جوابش ميشه: سوف تجلسُ . يا ستجلسُ .
اميدوارم حواستون رو سر امتحان جمع كنيد . ترجمه ها رو دقت كنيد و طوطي واري اوني رو كه حفظ كرديد ننويسيد . بيشتر لغت به لغت ترجمه رو ياد بگيريد . مابقي قواعد هم كه سرجاش است . مثل : وزن كلمات . كلمات استفهامي . انواع كلمه . فعل هاي منفي و مستقبل و...
موفقيت شما آرزوي ماست .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 19:5 موضوع آموزش | لینک ثابت
|
فعل ماضي |
ترجمه |
فعل ماضي |
ترجمه |
فعل ماضي |
ترجمه |
فعل ماضي |
ترجمه |
|
نَهَضً ( ِ ) |
برخاست |
أمَرَ ( ُ ) |
دستور داد |
جَلسَ ( ِ ) |
نشست |
كَتَبَ ( ُ ) |
نوشت |
|
صَرَخَ ( ُ ) |
فرياد زد |
هَرَبَ ( ُ ) |
فراركرد |
خاف ( َ ) |
ترسيد |
فَزَعَ ( ِ ) |
ترسيد |
|
هَجَمَ ( ِ ) |
حمله كرد |
قرَأ ( َ ) |
خواند |
سَمِعَ ( َ ) |
شنيد |
ضحُكَ ( َ ) |
خنديد |
|
فرُحَ ( َ ) |
خوشحال شد |
عَلِمَ ( َ ) |
دانست |
فَهِمَ ( َ ) |
فهميد |
حَرَسَ ( ُ ) |
پاسداري كرد |
|
جَهَدَ ( َ ) |
تلاش كرد |
حَزِنَ ( ُ ) |
ناراحت شد |
نَدِمَ ( ِ ) |
پشيمان شد |
لسَعَ ( ِ ) |
نيش زد |
|
وَصَلَ ( ِ ) |
رسيد |
رَجَعَ ( ِ ) |
بازگشت |
شَكرَ ( ُ ) |
سپاس گذاري كرد |
قَدِرَ ( ِ ) |
توانست |
|
أخَذَ ( ُ ) |
گرفت |
حَمَلَ ( ِ ) |
برداشت |
هَتَفَ ( ِ ) |
فرياد زد |
جاء ( ِ ) |
آمد |
|
كانَ ( ُ ) |
بود |
قالَ ( ُ ) |
گفت |
وَقَعَ ( ِ ) |
افتاد |
حَدَثَ ( ِ ) |
رخ داد |
|
سَكنَ ( ُ ) |
سكونت كرد |
طَلَبَ ( ُ ) |
خواست |
عَجِبَ ( ِ ) |
تعجب كرد |
وَجَدَ ( ِ ) |
يافت |
|
فَتَحَ ( َ ) |
باز كرد |
خَرَجَ ( ُ ) |
خارج شد |
دَخلَ ( ُ ) |
داخل شد |
طَرَحَ ( ُ ) |
انداخت |
|
قَذَفَ ( ِ ) |
پرتاب كرد |
طارَ ( ِ ) |
پرواز كرد |
سَرَقَ ( ِ ) |
دزديد |
ذَهَبَ ( َ ) |
رفت |
|
غَرَسَ ( ِ ) |
كاشت |
سقي ( ِ ) |
آب داد |
ظهَرَ ( َ ) |
آشكار شد |
دَفَنَ ( ِ ) |
پنهان كرد |
|
قَرُبَ مِن ( ُ ) |
نزديك شد |
كَسَبَ ( ِ ) |
به دست آورد |
بَدَأ ( َ ) |
شروع كرد |
ضَلَّ ( ِ ) |
گم كرد |
|
فَقَدَ ( ِ ) |
گم كرد |
نَظَرَ ( ُ ) |
نگاه كرد |
نَصَرَ ( ُ ) |
ياري كرد |
عَجِلَ ( ِ ) |
شتاب كرد |
|
أكَلَ ( ُ ) |
خورد |
ضَرَبَ ( ِ ) |
زد |
كَذِبَ ( ِ ) |
دروغ گقت |
جَعَلَ ( َ ) |
گذاشت . قرارداد |
|
لَعِبَ ( َ ) |
بازي كرد |
مَلَأ ( َ ) |
پركرد |
أذِنَ ( ِ ) |
اجازه داد |
بَلَغَ ( ِ ) |
رسيد (بالغ شد) |
|
تَرَكَ ( ُ ) |
رها كرد |
شَرِبَ ( ِ ) |
نوشيد |
رَكَعَ ( ِ ) |
ركوع كرد |
رأيَ ( َ ) |
ديد |
|
نَسِي ( َ ) |
فراموش كرد |
تَعِبَ ( َ ) |
خسته شد |
سألَ ( َ ) |
پرسيد |
عَبَرَ ( ُ ) |
عبوركرد |
|
سَتَرَ ( ُ ) |
مخفي كرد |
حانَ |
فرارسيد |
قَصَدَ ( ِ ) |
تصميم گرفت |
شَعَرَ ب ( ُ ) |
احساس كرد |
|
أسَرَ ( ِ ) |
اسير كرد |
غَسَلَ ( ِ ) |
شست |
ظلَمَ ( ِ ) |
ظلم كرد |
مَنَعَ ( َ ) |
منع كرد |
|
مَنَحَ ( َ ) |
بخشيد |
نَجَحَ ( َ ) |
موفق شد |
سَبَحَ ( َ ) |
شنا كرد |
ذكَرَ ( ُ ) |
به ياد آورد |
|
بقي ( َ ) |
باقي ماند |
حَبَسَ ( ِ ) |
زنداني كرد |
خَسِرَ ( َ ) |
زيان كرد |
رَزَقَ ( ُ ) |
روزي داد |
|
عَبَدَ ( ُ ) |
پرستيد |
نَفَعَ ( َ ) |
سودرساند |
رَفَعَ ( ِ ) |
بالا برد |
غَفَرَ ( ِ ) |
آمرزيد |
|
عَرَفَ ( ِ ) |
شناخت |
لَبِسَ ( َ ) |
پوشيد |
خَشَعَ ( َ ) |
تواضع كرد |
كَبُرَ ( ِ ) |
بزرگ شد |
|
وَلَدَ ( ِ ) |
به دنيا آورد |
شاءَ ( َ ) |
خواست |
قَبِلَ ( َ ) |
پذيرفت |
ماتَ ( ُ ) |
مرد |
|
حَفِظَ ( َ ) |
نگهداري كرد |
حَسَدَ ( ُ ) |
حسادت كرد |
صَبَرَ ( ِ ) |
صبركرد |
غَضِبَ ( ِ ) |
خشمگين شد |
|
كَشَفَ ( ِ ) |
كشف كرد |
غَرَقَ ( ِ ) |
غرق شد |
غَفِلَ ( ِ ) |
غفلت كرد |
كَسِلَ ( ِ ) |
تنبلي كرد |
|
دَفَعَ ( ِ ) |
پرداخت |
بَحَثَ عن ( َ ) |
جستجو كرد |
سَجَنَ ( ُ ) |
زنداني كرد |
صَلَبَ ( ُ ) |
به دار آويخت |
|
رَحِمَ ( َ ) |
رحم كرد |
شَرَحَ ( َ ) |
گشود. شرح داد |
رَكِبَ ( َ ) |
سوارشد |
صَنَعَ ( َ ) |
ساخت |
|
حَصَلَ علي ( ُ) |
به دست آورد |
قَلِقَ ( َ ) |
نگران شد |
عَزَمَ علي ( ِ) |
تصميم گرفت |
ثَقُلَ ( ُ ) |
سنگين شد |
|
عَصَفَ ( ِ ) |
وزيد |
يئسَ ( َ ) |
نااميد شد |
قَنَطَ ( ُ ) |
نااميد شد |
زَرَعَ ( َ ) |
كاشت |
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 21:15 موضوع آموزش | لینک ثابت
سلام .
دوباره اومدم تا با یک روش دیگر وزن کلمات رو آموزش بدم .
حالا شروع کنید .
اسمو فعلو شناختیم ، حالا میریم تو ریشه تا بشناسیم وزنارو
ریشه ی هر کلمه ، سه حرف اصلی میشه
برای پیدا کردنش لازمه که عائلشو (خانواده ) بشناسیم
از توی این عائله پیدا کنیم سه حرفو
اولین حرف ِ اون رو بهش میگیم فاء الفعل
دومی هست عین الفعل ، سوم میشه لام الفعل
وقتی اضافه بشه به این سه حرف حروفی
کلمه ایو می سازید که مفهومش جدیده ِ و وزن اونم جدیده
حالا با چند تا مثال روشن میشه حرف ما
غَفَرَ . غفران . مغفرة . غفاّر . غفور .
هم چنانکه می بینید سه حرف غ . ف . ر در این کلمات مشترک است . درواقع همه این کلمات هم خانواده هستند .
وچون ما گفتیم همه کلمات را بر وزن سه حرف اصلی می آوریم پس به (غ) می گوییم فاء الفعل . به (ف) می گوییم عین الفعل . وبه (ر) می گوییم لام الفعل . یعنی که کلمه غفر را بر وزن فعل می آوریم .
حالا این سه حرف فعل را به غفر وصل کرده و حروف اضافی را نیز دقیقا در همان جایی که هستند قرار می دهیم .
مغفرة . استغفار . غُفران
مفعلة . استفعال . فُعلان
یعنی کلمه مغفرة بر وزن مفعلة می باشد و به معنی آمرزش
کلمه اسغفار بر وزن استفعال است و به معنی طلب آمرزش و .....
موفق باشید . تمرین یادتون نره .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 21:11 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
خوب سال گذشته هر چی بود گذشت . هرشخص محترمی هم که معلمتون بود ودیگه نیست اون هم به کنار . از اینجا به بعد دیگه باید با معلم جدید کنار بیایید و حالا نحوه کنار اومدن :
بچه های رامشه :
شما خوب می دونید که کنار اومدن شما با معلمتون خیلی راحت شده پس مشکلی ندارید .
بچه های راهیان فضیلت :
نمیخوام بگم کنار اومدن با من مشکل است یا آسون ولی اینو میگم که اگر هر جلسه درس رو خوب و عمیق بخونید هیچ مشکلی با خودتون پیدا نمی کنید .
اما . قرار است که شما یک آزمون تشخیصی یا تعیین سطح داشته باشید برای گروه بندی .
بچه های پایه دوم :
شما لازم است که برای آمادگی دراین آزمون قواعد درس اول کتاب دوم رو + لغت نامه پایه اول مطالعه کنید . درواقع امتحان شما مطابق امتحان ترم دوم پایه اول است . می دونید که درکلاس اول شما با این موارد آشنا شدید :
۱- کلمات پرسشی
۲- اسم های اشاره
۳- اسم های جهت
۴- اسم هایی که برای نامیدن اشخاص . اشیاوحیوانات به کار می رود .
۵- انواع کلمه
که البته شکل کامل هر کدوم از این موارد تو کلاس هر کدوم از شما مجددا توضیح داده شد .
شما هم برای آزمون لازم است که درس اول پایه سوم و لغت های کتاب دوم رو بخونید برای امتحان .
شما هم میدونید که موارد یادگرفته شده توسط شما به شرح زیر است :
۱- تمام موارد آموخته شده درپایه اول
۲- فعل ماضی
۳- فعل مضارع
۴- ضمایر منفصل و متصل
برای شما هم تمام این قواعد در کلاس دوره شد و مطالب اضافی هم که لازم بود شما بدونید اون ها هم گفته شد .
برای اینکه یک مقدار از اظطراب امتحانتون کم بشه میتونید یکی دوتا نمونه سوال رو از وب کپی کنید و حل کنید و بعد هم با پاسخ نامه آمده در وب مقایسه کنید . اگر هم مشکلی داشتید من اینجام . غصه نخورید . ولی سر امتحان دیگه ....
حالا دوتا نمونه سوال برا پایه دوم و دوتا سوال هم برا پایه سوم :
پایه دوم :
۱- ترجمه این عبارات :
- زنبور کوچک دست آن شکارچیان را نیش زد و مرد دوم فریاد زد .
- فتح والدی القرآن و بدا بالقراءة
۲- تغییر عبارت به همه شکل های مذکر و مونث (مفرد . مثنی . جمع )
رَسَمَ هذان ِ الرّسامان ِ رسماْ جمیلاْ .
دانش آموزان پایه سوم :
۱- ترجمه :
زکریا برمی خیزد و میوه ها را درون سبد می گذارد .
سلمان پشیمان است . سمیه پشیمان نشد .
کیف تقتلون َ ؟ هذا الطفل قرة عیننا .
۲- تغییر عبارت :
عبارت رو یک بار به همه صیغه های ماضی و یک بار هم به همه صیغه های مضارع تغییر بدید و همه اون ها رو هم ترجمه کنید .
- هذان ِ الطالبان ِ یسمعان ِ کلام استاذهما .
۳- این فعل ها رو ترجمه کنید .
می نشینی . نشستی . خندیدم . میپذیرد . می پرسیم . تعلمان ِ . تسبحون َ .
همین دو سه تا سوال فکر کنم کافی است . وقت شما برای حل این سوالات ۲۰ دقیقه است . پس اول خوب بخونید بعد امتحان بدید که وقت کم نیارید .
حالا که خوب درس رو یاد گرفتید یک مکالمه کوچولو هم برای این دونفر بنویسید :
موفق باشید .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 15:54 موضوع آموزش | لینک ثابت
سلام بچه ها .
دلم میخواست جمله اسمیه و فعلیه رو به شما هم با یک شکل وشمایل دیگه ای یاد میدادم . ولی چون روش یادگیری اون رو گذاشتم برای تولید محتوا ، فعلا از درج اون توی وب معذورم . ولی سر کلاس برایتون میگم . به امید خدا . فقط بدونید که اون روش اعراب های فرعی و اصلی رو بهتون یاد میده و در واقع راهنمایی هم هست برای دبیرستان شما .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 9:16 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
سلام .
بچه ها لطفاً این نکته رو به خاطر بسپرید .
امرم کنی ، نهیم کنی ، ساکن بکن آخرمو .
اگر همین یک خط تو ذهنتون بموند همیشه آخر فعل امر ونهی رو ساکن می کنید . البته میدونید که برای امر ونهی کردن شما از مضارع مخاطب استفاده می کنید . ولی برای امر ، حرف مضارع رو حذف می کنید وهمزه بر سر اون میارید . اما برای فعل نهی بر سر خود فعل مضارع (لا) ی نهی قرار می دهید .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 15:30 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
فعل امر :
در اين درس شما با ساخت فعل امر ومفهوم آن آشنا ميشويد .
امر به معني دستور دادن است . حتماً تاکنون عبارت معروف ( امر به معروف ) را
شنيده ايد .
براي ساختن فعل امر شما بايد با فعل هاي مضارع آشنايي کامل داشته باشيد .
فعل هاي امري که شما امسال ياد مي گيريد فعل هاي امر مخاطب هستند .
زيرا شما معمولاً به کسي که شنونده شما ميباشد دستور مي دهيد . البته با فعلهاي امر غايب وامر متکلم
هم بعدها آشنا خواهيد شد .
مراحل ساخت فعل امر :
1- فعل امر از صيغه هاي مضارع مخاطب ساخته ميشود .
2- حذف حرف مضارع از اول آن .
3- آوردن ( ا همزه ) برسرآن به جاي حرف مضارع . که البته این همزه به شرطی میاید که بعد از حذف حرف مضارع حرف اصلی شما (فاء الفعل ) ساکن باشد و حرکت ندشته باشد . در غیر این صورت یعنی در صورتی که حرکت داشت نیازی به اوردن همزه نمی باشد و شما این مطلب را در سال اول دبیرستان خواهید اموخت .
4- تعيين حرکت همزه با توجه به عين الفعل .
5- ساکن کردن حرف آخر .
نکات کليدي :
عين الفعل : حرف دوم از حروف اصلي کلمه است . براي مثال : ذهبَ که (هـ) عين الفعل است .
در صيغه هاي مثني وجمع مذکر مخاطب و مفرد مؤنث مخاطب ساکن کردن حرف آخر با حذف نون (ن ) انجام ميشود .
اگر عين الفعل ما (فتحه يا کسره ) بود حرکت همزه ( کسره ) ميباشد .
واگر عين الفعل ما ( مضموم ) بود حرکت همزه ( ضمه ــُـــ ) ميباشد .
و در یک جا ما برای همزه حرکت فتحه را قرار می دهیم که ان را هم در سال اول دبیرستان خواهید اموخت
مثال :
تذهبينَ » ذهبين » اذهبينَ» اِذهبينَ> اِذهبي > برو
حالا تمرين کنيد :
معني اين کلمات را به عربي بگوييد :
بنشين . بلند شويد . بخنديد ( جمع مؤنث ) . بالا ببريد ( شما 2نفر )
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 11:14 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
آموزش فعل امر به روش شعر
تِ رو از سرم برش دار
همزه بیار برسرم
ـُــ (اُ) رو بکــَن از تنم
اما نه در دوازده
نشونه ی ـــُــ ی (اُیِ) من تو صیغه های یازده
همراه ِ با هشتو نهو ده
نونییه که آخرمه
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 9:51 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
[جمله فعلیه
همانگونه که قبلا یادگرفتید جملات یا اسمیه هستند یعنی با اسم شروع میشوند ویا فعلیه میباشند یعنی اینکه جمله با فعل شروع میشود . دانستیم که در جمله اسمیه دورکن مهم وجود دارد که همیشه باید به دنبال آنها بگردیم . یکی مبتدا ودیگری خبر . البته این بدان معنی نیست که در این نوع از جملات نقش های دیگری وجود ندارد . یک جمله اسمیه هم میتواند مضاف الیه یا مجرور به حرف جر یا صفت و... داشته باشد . اما در جملات فعلیه ما می بایست به دنبال چه چیزهایی یا نقشهایی باشیم . در جملات فعلیه همیشه دو رکن فعل وفاعل وجود دارند ولی گاهی ممکن است این جملات مفعول هم داشته باشند . دراین نوع از جملات مجرور به حرف جر یا مضاف الیه ویا صفت و.. هم میتواند بیاید .
دقت داشته باشید که در جملات فعلیه آنچه مهم است این است که فاعل ( انجام دهنده کار ) همیشه بعد از فعل قرار می گیرد واگر این اسم که دارد کاری را انجام میدهد ، قبل از فعل آمد دیگر نمیتواند فاعل باشد . وچنان چه در این نوع از جملات فاعل به شکل اسم ظاهری که برای شما ملموس میباشد بیاید فعل غایب شما احتیاجی به صرف کردن ندارد ودرهمه حالت به شکل مفرد می آید ولی در جنس (مذکر ومونث بودن ) با فاعل خود مطابقت میکند .
مانند : رجعَ الطالبونَ من السفرة العلمیة یا رجعت الطالبات من السفرة العلمیة
همانطور که می بینید فاعل یعنی الطالبون والطالبات بعد از فعل آمده است وچون ما آنها را به خوبی احساس می کنیم بنابراین نیازی نیست که فعل را صرف کرده ودر حقیقت برای فعلمان دو تا فاعل بیاوریم . زیرا علامت هایی را که ما به آخر فعل هایمان اضافه می کنیم تا آنها را صرف کنیم در واقع فاعل ما میباشند . اکنون به جملات زیر دقت کنید :
(مردان ) از مسجد باز گشتند . رجعوا من المسجد . ضمیر (واو ) در واقع نشان دهنده جمع مردان است وفاعل میباشد .
(زنان) به خانه رسیدند . وصلنَ الی البیت . ضمیر (نَ ) در واقع نشان دهنده زنان است وفاعل میباشد .
در این دو جمله چون ما هیچ اسم قابل ملموس یا ضاهری نیاوردیم پس فعلمان را صرف کردیم تا فاعل داشته باشیم .
حواستان را خوب جمع کنید . این مورد فقط در فعل های غایب به کار میرود چه این فعل ها ماضی باشند چه مضارع یا مستقبل و..
اما حرکت حرف آخر در فاعل چه میباشد ؟ اعراب فاعل مانند مبتدا وخبر است . یعنی رفع یا ضمه ـــُــٌ والبته اسم های حقیقی مونث مانند فاطمه ، زینب ، مریم و.. وهمچنین اسم های دارای (ال ) ویا اسم هایی که به اسم بعدی مضاف (اضافه ) شده اند تنوین را قبول نمی کنند وفقط
ــــُـــ می گیرند .
جمله فعلیه میتواند مفعول هم داشته باشد . مفعول کلمه ای است که در جواب چه چیزی را وچه کسی را می گوییم . مانند : علی خورد . چه چیزی را؟ غذا را . غذا در اینجا مفعول میباشد . اعراب مفعول ـــَـــــًـــ فتحه یا نصب است . وبه آن منصوب می گوییم . تمام مواردی که در فاعل گفتیم که تنوین ضمه نمی گیرند اگر مفعول بشوند تنوین فتحه نمی گیرند . مانند:
فاطمه به درخت نگاه کرد . نظرت فاطمة ُ الی الشجرة
زینب فاطمه را دید. رأیت زینبُ فاطمة َ
در جمله دوم اگر دقت کرده باشید متوجه شدید که زینب فاعل است وفاعل باید مرفوع باشد وفاطمه مفعول است ومفعول باید منصوب باشد . اما همانطور که می بینید هیچ کدام تنوین نگرفته اند .
یادتان باشد ما در زبان عربی (را ) نداریم واین کلمه را فقط در ترجمه به کاار می بریم .
اما مجرور به حرف جر چیست ؟ اسمی است که بعد از حروف جر قرار می گیرند . حروف جر باعث میشوند که حرکت حرف آخر در این اسم ها کسره ـــِــــٍـــ بشود که به آنها مجرور می گوییم . حرف جر + اسم بعد از آن روی هم جار ومجرور می باشند .
این حروف عبارتند از : الی / علی / مِن / فی / عند / کَ به معنی مانند / و به معنی قسم مانند والتین والزیتون / و........
همانم 3 حالتی که در فتعل ومفعول گفتیم اگر در مجرور به حرف جر هم باشد تنوین نمی گیرد . البته تنوین جر یا کسره
اکنون دقت کنید . می خواهیم جمله اسمیه زیر را به فعلیه تبدیل کنیم .
این دو دانش آموز دختر دراین مدرسه درس می خوانند .
هاتان الطالبتان ِ تقرءان ِ الدرسَ فی هذه المدرسة.
تقرأ هاتان الطالبتان الدرسَ فی هذه المدرسة .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 18:32 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
جمله اسمیه
تاکنون دررابطه با کلمات مختصری از مطالب رایاد گرفتید . هرگاه بخواهیم کلمه ای راتحلیل الصرفی کنیم آنچه راتاکنون یادگرفته اید برای آن کلمه می نویسید . برای نمونه :
سَمِعَ : فعل ماضی . مفرد مونث غایب
محفظة ُ : اسم . مفرد . مونث
اکنون ببینیم که هر یک از اسمها می توانند نقش خاصی رادر جمله بگیرند . هم چنین فعل
به تعیین نقش کلمات الاعراب می گوییم .
برای یافتن نقش کلمات ابتدا باید به دستورزبان فارسی کاملاً آشنا باشید . دوم اینکه از قدرت ترجمه بالایی برخوردار باشید .
درزبان عربی جملات یا اسمیه هستند یا فعلیه .
جمله اسمیه به جمله ای گفته میشود که بااسم شروع میشود .
جمله فعلیه به جمله ای گفته میشود که با فعل شروع شود .
زمانی که تشخیص دادید جمله شما اسمیه است یا فعلیه ، آن وقت به دنبال ارکان مهم آن بگردید .
در جمله اسمیه شما دورکن مهم دارید که حتماً باید آ«ها رادرجمله مشخص نمایید .
این دورکن عبارتند از : مبتدا / خبر
مبتدا اسمی است که درابتدای جمله قرار می گیرد وممکن است گاهی اوقات بعد از خبر بیاید و آن زمانی است که خبر از نوع حرف واسم باشد . در ضمن مبتدای شما هم با تنوین آمده یاشد .
حتماً معنای تنوین رادر درس قرآن خوانده اید .
خبر کامل کننده مبتدا میباشد ومیتواند به یکی از 3 شکل زیرباشد :
خبر از نوع اسم . که ما به آن خبر مفرد می گوییم . حتی اگر آن اسم مثنی یا جمع باشد .
خبر از نوع فعل . که ما به آن خبر جمله می گوییم .
خبر ازنوع حرف واسم . که مابه آن خبر شبه جمله می گوییم .
مبتدا وخبر می بایست مرفوع باشند و یعنی حرکت حرف آخرشان ـــُـ یا ــــٌــ باشد .
در مواقعی که اسم شما (ال) داشته باشد یا اسم اشخاص حقیقی مونث باشد یا به کلمه دیگری اضافه شده باشد ودرواقع مضاف باشد اسم شما ـــُــ می گیرد .
اگر اسم شما مشخصات بالا رانداشت اسم شما ـــٌــ می گیرد .
خبر اگر از نوع فعل یا حرف واسم باشد حرکت آن تغییر نمی کند وچون در جایگاه خبر نشسته است وما گفتیم که خبر مرفوع است پس می گوییم محلاً مرفوع . یعنی درمحل رفع
به جملات زیر دقت کنید .
الطالب نظیف .
می خواهیم این عبارت را (شکُّل ) حرکت گذاری نماییم .
ابتدا تشخیص می دهیم که جمله ما جمله اسمیه است . پس یک مبتدا داریم ویک خبر . گفتیم که مبتدا وخبر هردومرفوع هستند . پس می بایست حرکت ــُــ یا ـــٌــ رادر آخر حروف قراردهیم . اکنون نگاهی به عبارت می اندازیم .
الطالب ، (ال ) دارد پس فقط ـــُـ می گیرد .
نظیف ، (ال ) ندارد / به کلمه دیگری اضافه نشده است / اسم شخص مونث هم نیست . پس ــٌــ می گیرد .
یادتان باشد منظورمان از اسم مونث حقیقی اسم دختر خانم هااست . مانند : زهرا ، فاطوه ، سعیده، مریم ، زینب و....
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 15:28 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
آموزش فعل نهی
تاکنون بادوکاربرد فعل (امر ونفی ) آشنا شدید . اکنون بدانید که :
اگر بخواهیم کسی راازانجام کاری منع کنیم ، درواقع نهی از منکر کنیم ازفعل نهی استفاده می کنیم .
فعل نهی همانند فعل امر از مضارع مخاطب ساخته میشود وبرای ساخت آن می بایست به شکل زیر عمل نمایید .
ابتدا حرف ( لا ) رابرسر فعل مضارع مخاطب قرار دهید .
حرف آخر فعل مضارع را همانند فعل امر ساکن نمایید .
یادتان باشد در صیغه جمع مونث غایب ( ن ) نشانه جمع زنان است نه علامت رفع یاضمه . پس به آن دست نزنید .
اکنون فعل های زیر رابادقت ببینید وبخوانید :
لا تذهَبْ : نرو لا تذهبی : نرو(مونث)
لاتذهبا : نروید لاتذهبا : نروید
لاتذهبوا : نروید لاتذهبـْنَ : نروید
تفاوت لای نفی با لای نهی دراین است که : لای نفی هیچ تغییری درآخر فعل مضارع ایجاد نمی کند . ولی لای نهی باعث جزم یا ساکن شدن حرف آخر فعل مضارع میشود . دقت داشته باشید که فعل نهی رابرای صیغه های غایب ومتکلم هم می توانیم بسازیم اما کاربرد چندانی ندارد .
حالا كه فعل نهي رو ياد گرفتيد ميخواهيم با هم اين فعل ها رو نهي كنيم .
اِجلسنَ : لا تجلسنَ نهي اون ميشه . فعل اجلسن امر است پس اول بايد به مضارع مخاطب در همون صيغه تبديل بشه بعد نهي .
عملتما : لا تعملا نهي اون ميشه . ميدونيد كه عملتما فعل ماضي است در صيغه مثني مذكر مخاطب و مضارع اون ميشه تعملان . وشما نهيش رو از تعملان مي سازيد . يك كم دقت هم خوب چيزي است هان ! مگه نه؟
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 15:24 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
قواعددرس دوم پايه سوم راهنمايي :
در اين درس شما باطريقه به دست آوردن وزن کلمات آشنا ميشويد . وزن کلمات به شما کمک ميکند تا بتوانيد باحفظ کردن فقط يک لغت ، معاني متفاوت آن رادر وزنهاي ديگر بيابيد . به عنوان مثال :
کلمه : سَمِعَ (شنيد ) . سامع (شنونده ) ، مَسموع ( شنيده شده ) ، سميع ( شنوا) اِسمَعْ (بشنو) و ....
براي اينکه وزن کللمه اي رابه دست آوريم کافي است چند کلمه هم خانواده براي آن کلمه بيابيم . سپس 3 حرف مشترکي را که در همه کلمات به ترتيب تکرار شده است را به عنوان 3حرف اصلي جداکرده و حروفي را که اضافي است به سه حرف اصلي ( ف ، ع ، ل ) اضافه کنيم . مثلاً ، کلمه : مُکاتبة
ابتدا چند کلمه هم خانواده براي آن مي يابيم . کتاب ، کتب ، مکتب
براساس 3 حرف اصلي (ف ، ع ، ل ) ، 3حرف اصلي رادراين کلمات پيداميکنيم . 3حرفي که مشترکاً در همه کلمات به کار رفته است .
کتب 3 حرف اصلي است . حال اينگونه مي نويسيم :
مـــــــــُــــــــکـــــــــا تـــــــــبــــــه
فــ عـ لـ
مُــــــــــــــفــــــــا عـــــــلــــــــه
يا کلمه : تعليم . هم خانواده هاي اين کلمه عباتند از : عالم . عليم . معلوم
3حرف اصلي ( علم ) در همه کلمات تکرار شده است . پس مي نويسيم :
تـــــــَعــــــــــلــــــــــيــــــــم
فـ عــ ل
تـــــفـــــــــــــعـــــــيــــــــــل
یا کلمه عرش = تخت حکومتی بر وزن فعل / هم خانواده های اون : عرّش = سایبان ساخت / عَرَشَ = آلونک چوبی ساخت
3وزني که در اين درس براي شما آمده است وزنهاي ( فاعِل ؛ مفعول و فعيل ) ميباشند .
مثل : عالم . معلوم . عليم
کلماتي که بروزن فاعل ميباشند ( صفت فاعلي ) ، کلماتي که بر وزن مفعول هستند ( صفت مفعولي ) و
کلماتي که بر وزن فعيل ميباشند (صفت مطلق ) ناميده ميشوند .
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 14:40 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
شما در اين درس دوره اي به قواعد يادگرفته شده در کلاس دوم داريد .
همانطور که به خاطر داريد شما در کلاس دوم با صرف فعل ماضي ومضارع وصرف ضمير اشنا شديد . فعل ماضي يا مضارع هريک 14 صيغه داشتند . که به ترتيب به 6صيغه غايب ،
6صيغه مخاطب و2صيغه متکلم تقسيم ميشدند .
مي دانيد که تمام علامتهايي را که شما اضافه مي کرديد براي صرف فعل ، همه به ريشه فعل اضافه ميشد وريشه فعل صيغه مفرد مذکر غايب فعل ماضي ميباشد .
صرف فعل ماضي : جَعَلَ / جَعَلا / جَعلوا / جَعَلَت / جعلتا / جعلْنَ
جَعَلتَ / جَعَلتما / جعلتم / جعلتِ / جعلتما / جعلتنَّ
جعلتُ / جعلنا
صرف فعل مضارع : يَجْعلُ / يجعلانِ / يجعلونَ / تجعلُ / تجعلان / يجعلْنَ
تجعلُ / تجعلان / تجعلونَ / تجعلينَ / تجعلان / تجعلنَ
اَجعلُ / نجعلُ
صرف ضميرمنفصل : هو / هما / هم / هي / هما/ هنّ
انتَ / انتما / انتم / انتِ / انتما / انتنّ
انا / نحن
صرف ضمير متصل : ه / هما / هم / ها / هما / هنّ
کَ / کما / کم / کِ / کما / کنّ
ي / نا
با يک مثال وتغيير آن به صيغه اي ديگر مطلب را کاربردي مي کنيم :
کانَ الطالب جالساً . ثمّ نهضَ مِن مکانه .
حال مي خواهيم اين عبارت را به صيغه جمع مذکر غايب تغيير دهيم .
به تغييرات دقت نماييد .
کانَ الطالبونَ جالسينَ . ثمّ نهَضوا مِن مکانهم .
براي اين کار لازم است شما ابتدا نوع کلمه تان را مشخص نماييد وسپس بر اساس آموخته هايتان در مورد هر کلمه به همان شکل عمل نماييد . ![]()
نوشته شده توسط آمنه آقایی نعمتی در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 13:48 موضوع آموزش پایه سوم | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
وبلاگ اموزش عربی
دریافت جواب
طرح مدام
پاسخ نامه ازمون نهایی پایه سوم خرداد 92
سوالات امتحان نهایی خرداد 92پایه سوم راهنمایی
پاسخ به شما دوست عزیز در مورد ایها و ایتها
نمونه سوال تستی ورودی مدارس نمونه و تیز هوشان متوسطه
آزمون پیشرفت تحصیلی مرحله سوم .پایه سوم راهنمایی . اردیبهشت 92
پاسخ نامه آزمون عربی دوم راهنمایی فروردین 92
درباره وبلاگ

با کلامی میشود اعجاز کرد
با کلامی تلخ و تند میشود ناساز گاری ساز کرد
خنده ها را گریه کرد رشته ی پیوندها را پاره کرد
با کلامی مهربان چون سر انگشت نسیم میشود هر عقده ای را باز کرد
رشته های پاره را پیوند زد,دوستی آغاز کرد
با کلامی میشود اعجاز کرد.
سلام . خسته نباشی . یک خبر خوب برایت دارم . این وبلاگ برای آموزش درس عربی راهنمایی مخصوص بچه درس خون ها میباشدوشماعزیزدلم هم میتوانید به آن مراجعه کرده ودرس عربی خودتان راتقویت کنید . اما یادتان باشد همه این مطالب باید کاربردی بشوند ودر مکالمه شما به کار گرفته بشوند .بچه ها! اگر سوالی دارید بپرسید وپاسخ بگیرید .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آموزش
آموزش پایه اول
آموزش پایه دوم
آموزش پایه سوم
نمونه سوال پایه اول
نمونه سوال پایه دوم
نمونه سوال پایه سوم
ترجمه دروس پايه اول راهنمايي
ترجمه دروس پايه دوم راهنمايي
ترجمه دروس پايه سوم راهنمايي
اعلام اسامی و ثبت نمرات
مسابقه
پاسخنامه
مقالات در ارتباط با زبان عربی
گروههای دانش آموزی
جواب به سوالات ونظرات دانش آموزان ودیگر عزیزان
داستان نویسی به زبان عربی
نکته های طلایی در ترجمه وقواعد
کارگاه ترجمه پایه اول
کارگاه ترجمه پایه دوم
کارگاه ترجمه پایه سوم
طرح اینترنتی آزمون در منزل
مطالب خواندنی از مجلات وکتب
سوالات بنیه علمی به همراه پاسخ نامه
درددل های من ونامه های شما
نضحک معا
دوستان
عكسهاي متحرك
سرود عربي
داستان عربي و مسابقه
كارت تبريك عربي
بازي عربي
اصطلاحات عربي
موسوعة الطفل
چاپ کتب درسي
مطالب متنوع وجذاب
انواع كارتهاي تبريك
نوشته هاي همكار گرامي آقاي آهويي
وبلاگهاي مختلف دوستان
اطلاع رساني در رابطه با علوم اسلامي
مرکز جهاني اطلاع رساني آل بيت (ع)
وبلاگ ديگر عربي خانم آقايي
شنيدني هاي يک مدير
مدرسه راهنمايي ام البنين . زرين شهر اصفهان
مدرسه راهنمايي هدف
وبلاگ آموزشی گروه علوم اجتماعی شهرستان البرز
تدریس عربی والهیات ابراهیم حیدری
آموزش دینی راهنمایی
مدرسه راهیان فضیلت
دستورزبان عربی راهنمایی
وبلاگ عربی خانم ملکی
وبلاگ آموزش عربی جواد بوجاری
بانک اطلاعات فرهنگیان
مجله الكترونيكي عربي بچه هاي رامشه
سخن معلم
گروه پرورشی شاهین شهر
روی ماه خداوند
پیامبرامید
قورباغه
آموزش عربی آقای قوی دست
بانک وبلاگ های آموزشی
پایگاه فرهنگی هنری سندس
آقای مرتضی عابدی اردکانی
پیله رود کجاست ؟ (آقای محمدیان )
بلاگ دانشجويان دكتري زبان و ادبيات عربي
وبلاگ درس عربي ديني خانم حسيني
آپلودكردن عكس و آهنگ
آموزش زبان انگليسي آقاي اكبري
رسانه هاي نوين
فتو وبلاگ دليجان
وبلاگ درس عربي آقاي بغيازي
بالاترين . شاهنامه
ادبيات عرب
شذرات الحياة . وبلاگ سرگروه عربي بندر تركمن
آدرس سايت هاي معلمان و اساتيد عربي
وبلاگ ديني عربي بندر ريگ
وب نامه شفيعي مطهر
هنربرترازگوهرآمدپديد
رهبران دلیجان
اموزش فلسفه منطق اقاي ناصري
زنگ انشا خانم غلامی
بهونه بهار
وبلاگ صبح امید برادر ضادقی
وبلاگ معلم و انگلیسی
چون خودش میخواد امیدوار باشه منم میگم امیدوار
آقا اجازه . رسول پاپایی
فروش اکانت
دانستنی های علوم اجتماعی دوره راهنمایی
آموزش ریاضی و فیزیک
طه
مهدیار . وبلاگ اقا محسن
پزشکی برادر گرامی اقای تاشلی
حرفه و فن اقای ترابی
دریافت نرم افزار فعل ماضی و مضارع
اس شب یلدا
گلناز
پیام های آسمانی . برادر فیض اله زاده
عربی متوسطه. اقای اسدی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
آرشيو
طراح قالب
POWERED BY